تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 16

مساهمون:

ص١٦
- پرسيدند : بهترين مردم كيست ؟ گفت : « آن كس كه در هر مقام كه هست ، بدان خشنود باشد . » « 1 »

( 20 ) ابواسحاق ، ابراهيم بن احمد بن اسماعيل خوّاص « 2 »

صاحب علم و عمل ، يگانه‌ى عصر خويش و مورد توجه اوليا است . در طريقت ، قدمى عظيم داشت ، در حقيقت به كمال رسيد و سرآمد كسانى است كه طريق توكّل را پيموده‌اند . وى را از اقران جنيد و نورى برشمرده‌اند كه با شيروانى و جعفر خلدى مصاحبت داشت و از شاگردان اخلاقى شيخ عبداللَّه مغربى بود . ابراهيم در سال 291 از دنيا رفت و يوسف بن حسين وى را غسل داده و در زير حصار طَبَرَك « 3 » دفن نمود . حكايت از وى حكايت نموده‌اند كه : « وقتى در نهايت گرسنگى به نزديك رى رسيدم ، بر دلم گذشت كه در اين شهر معاريف و ثروتمندان بسيارند و من نيز در ميان آن‌ها معروف و سرشناسم ، شايد براى سدّ جوع ، غذايى نيكو برايم فراهم شود . چون به شهر داخل شدم ، شخصى را ديدم به مُنكرى مشغول بود ، چون او را از آن كار نهى كردم ، جماعتى از اشرار بر سر من افتادند و آن قدر مرا كتك زدند كه گرسنگى از خاطرم رفت ! در آن ميان شخصى كه در ظاهر به لباس اشرار بود رسيد و سر خود به گوش من نهاد و گفت : اى پير گرامى ! انديشه طعام‌هاى رى ، آن گاه دعوىِ توكّل ؟ ! از سخن او تنبّهى پيدا كردم و ديگر آن گونه چيزها بر دلم نگذشت . »
هامش
( 1 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شماره‌ى 22 . ( 2 ) . خَوّاص : 1 . فروشنده‌ى برگ درخت خرما ؛ 2 . كسى كه از شاخه‌ها و برگ درخت خرما باد بزن دستى و مانند آن مىبافد . ( 3 ) . حصار طبرك : قلعه و دژى در سمت چپ كوه بزرگ رى ، كه مخروب گرديده است .