تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 13

مساهمون:

ص١٣
كوهى در غارى به مدت بيست سال منزل گزيد و پس از آن تا آخر عمر در مصر اقامت داشت . شب‌ها را تا صبح به بيدارى به سر مىبرد و فقط اندكى نزديك طلوع خورشيد مىخوابيد . همواره اللَّه ، اللَّه ، اللَّه مىگفت و با پاى برهنه و سر عريان و بدنى پيچيده به ساترى سُرخ و عصاى قطورى در دست بسر مىبرد و هرگز از آزار كسى ، غضبناك نمىگرديد . صاحب طبقات ، عبدالوهّاب شعرانى كه در قرن دهم مىزيست و او را ملاقات نموده ، قبرش را در پل سدّ در نزديكى مصر قديمى دانسته است . « 1 »

( 17 ) ابراهيم بن ابى محمود خراسانى مكفوف « 2 »

از برجستگان محدّثين مىباشد كه محضر سه امام معصوم ( حضرت موسى بن جعفر ، حضرت رضا ، و حضرت جواد - عليهم‌السّلام - ) را درك و از هر سه بزرگوار حديث روايت كرده است و حضرت موسى بن جعفر - عليهماالسّلام - بر او ترحّم فرمودند . اين محدث بزرگوار در زمان امامت حضرت جواد - عليه‌السّلام - وفات كرد . حكايت ابراهيم در روايتى - كه بر فضيلت خود او نيز دلالت دارد - ، مىگويد : « خدمت حضرت جواد - عليه‌السّلام - رسيدم و نامه‌هايى از حضرت رضا - عليه‌السّلام - تقديم ايشان كردم . حضرت به خواندن آن‌ها مشغول شد و در حين مطالعه نامه‌ها ، نامه بزرگى را به چشم خود گذاشت و مكرر مىفرمود : « خَطُّ أبى ، واللَّه . » ؛ ( سوگند به خدا ، اين نوشته‌ى پدر من است . )
هامش
( 1 ) . طبقات شعرانى ، ج 2 ، ص 134 ؛ كرامات الأولياء . ( 2 ) . مكفوف : نابينا .