[ عمار بن عيسى نقل مىكند ] كه از حضرت صادق - عليهالسّلام - در مورد توحيد پرسيدم ، فرمود : يگانه بىكرانه و بىسابقه و به بىنقصى و بىكرانگى منسوب است . سايهاى كه او را نگه دارد ، ندارد بلكه او چيزها را با سايههايشان نگه مىدارد . نادانستهها را مىشناسد ، در نزد هر نادانى شناخته شده است ، تك است و به يگانگى منسوب ، نه آفريدههايش در او هستند و نه او در آنها . قابل احساس و لمس نيست ، چشمها او را نمىبينند و درك نمىكنند . اوج گرفته ولى نزديك است و نزديك است ولى فاصله دارد و نافرمانى شده ولى آمرزيده و ناديده گرفته و فرمانبردارى شده و سپاسگزارى نموده است . زمينش او را در خود جاى نمىدهد و آسمانها يش او را بر پشت خود تحمل نمىكند و با نيرويش چيزها را حمل كرده است . به جاودانگى و بى سابقهگى منسوب است . فرامو شى و بيهودگى و اشتباه و سرگرمى در او راه ندارد . هيچ كس در ارادهاش خللى و بريدگى ايجاد نمىكند ، بلكه او در آخرت با كيفرش بين مردم جدايى مىاندازد و فرمان و كار او بىترديد انجام مىپذيرد . فرزندى ندارد تا از او ارث برد و زاييده نشده تا شريك داشته باشد و هيچ كس همتا و مانند او نمىباشد .
تأثير ثواب و گناه در ميزان عمر
933 . « يَعيشُ النّاسُ بِإحسانهم ، أكثَرَ مِمّا يَعيشونَ بِأعمارهم و يَموتونَ بِذُنوبهم ، أكثَرَ مِمّا يَموتونَ بِآجالهم . » « 1 »
زندگى كردن مردم به سبب كارهاى نيك ، بيشتر از زندگى كردن به سبب عمرشان است و مردن آنها به سبب گناهان ، بيشتر از مردن آنها به سبب اجل و سررسيد عمرشان است .
علايم ظهور
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 5 ، ص 140 ، حديث 7 .