تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
است ، بلكه غير او را شناخته است . بين آفريدگار و آفريننده ، چيزى وجود ندارد . خداوند اشيا را از چيزى نيافريد . با اسم‌هايش خوانده مىشود ولى غير از اسم‌هايش و اسم‌هايش غير از او مىباشند و وصف شده غير از وصف كننده مىباشد . پس هر كه پنداشت به چيز نا شناخته ايمان آورده ، از شناخت گمراه شده است . هيچ مخلوقى چيزى را جز با خدا نمىتواند ادراك كند و شناخت خداوند جز با خودش به دست نمىآيد . خداوند از آفريده‌اش و آفريده‌اش خالى از او مىباشد . هر گاه چيزى را اراده نمايد ، بدون هيچ فرمانى موجود مىشود ، گويا به آن فرمان داده است . هيچ پناهگاهى براى مردم از قضاى او نيست و هيچ جهت و عذرى نسبت به چيزى كه پسنديده وجود ندارد . بندگان ، قدرت بر هيچ كارى و هيچ درمانى نسبت به بيمارى و مرضى كه خدا در بدنشان ايجاد كرده ، جز با يارى پروردگارشان ندارند . هر كس گمان كند بر كارى كه خداوند متعال نخواسته ، قدرت و توانايى دارد ، پنداشته اراده‌اش بر اراده خداوندى كه با بركت و پروردگار عالميان است ، چيره گشته است .

توضيح توحيد

932 . « قال : سَألتُ جعفرَ بنَ محمّدٍ - عليه‌السّلام - عن التّوحيد ، فقال : واحدٌ ، صمدٌ ، ازلىٌّ ، صمدىٌّ ، لا ظِلَّ لَه يُمسِكُه و هو يمسِكُ الأشياءَ بِأظِلَّتها ، عارِفٌ بِالمجهول ، معروفٌ عند كلِّ جاهلٍ ، فَردانىٌّ . لا خلقُه فيه و لا هو فى خَلقه ، غيرُ محسوسٍ و لا محبوسٍ ، لا تُدرِكه الأبصارُ . عَلا فَقُربَ و دَنا فبَعُد و عُصِى فغَفَر و أطيعَ فشَكَر . لا تَحويِه أرضُه و لا تقِلُّه سَماواتُه و إنَّه حاملُ الأشياءِ بِقُدرته . دَيمومىٌّ ، أزلىٌّ ، لا يَنسَى و لا يَلْهو و لا يَغلَطُ و لا يَلعَبُ و لا لِإرادته فصلٌ و فضلُه جزاءٌ و أمرُه واقعٌ . لم يَلِدْ فيورَثَ و لم يولَدْ فيُشارَكَ و لم يكن لَه كُفواً أحدٌ . » « 1 »
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 4 ، ص 286 ، حديث 18 .