تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥
العلمُ ذاتُه و لا معلومَ و السّمعُ ذاتُه و لامَسموع و البَصُر ذاتُه و لا مُبصَرَ و القدرةُ ذاتُه و لا مَقدورَ ، فَلمّا أحدَثَ الاشياءَ و كان المعلومُ وَقَع العِلمُ منه على المعلوم و السّمعُ على المَسموع و البصرُ على المُبصَر و القدرةُ على المَقدور . قال : قلتُ : فَلم يَزَل اللَّهُ متكَلّمِاً ؟ قال : إنّ الكلامَ صفةٌ مُحدَثَةٌ ، لَيست بِازلّيّةٍ كان اللَّهُ - عزَّوجلَّ - و لا متَكَلَّمِ . » « 1 » ابوبصير نقل مىكند : از حضرت صادق - عليه‌السّلام - شنيدم كه مىفرمود : خداوند متعال همواره پروردگار ما بوده و علم و دانش ذاتى او بوده ، هنگامى كه چيزى دانسته نشده بود و شنيدن ذاتى او بوده ، هنگامى كه چيزى شنيده نشده بود و ديدن ذاتى او بوده ، هنگامى كه چيزى ديده نشده بود و قدرت و توانايى ذاتى او بوده ، هنگامى كه توانايى وقدرت بر چيزى وجود نداشت ، هنگامى كه خداوند چيزها را آفريد ، علمش به دانسته شده و شنيدنش به شنيده شده و ديدنش به ديده شده و قدرتش به چيزى كه به تحت قدرت است تعلق گرفت . ابوبصير مىگويد : پرسيدم : آيا خداوند هميشه گوينده بوده است ؟ فرمود : گفتن ، صفتى است كه بعداً به وجود آمده و ازلى و بىسابقه نمىباشد ، خداوند متعال بود و در حالى كه هيچ گوينده‌اى نبود .

صفات حق تعالى

925 . « إنّ اللَّهَ عَلمٌ لا جَهلَ فيه ، حياةٌ لا موتَ فيه ، نورٌ لا ظلمةَ فيه . » « 2 » خداوند را دانشى است كه نادانى در آن نيست ، زندگى و حياتى است كه مرگ در آن نيست ، نورى است كه تاريكى در آن نيست .

پيمان الهى با پيامبران - عليهم‌السّلام -

926 . « قال : ما بَعثَ اللَّهُ - عزَّوجلَّ - نَبيّاً حتّى يأخُذَ عليه ثَلاثَ خِصالٍ : الإقرارَ بِالعُبوديّة و خَلْعَ
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 4 ، ص 72 ، حديث 18 . ( 2 ) . بحارالانوار ، ج 4 ، ص 84 ، حديث 16 .