عَمَّا يُشْرِكُونَ . »
« 1 »
هنگامى كه اميرمؤمنان - عليهالسّلام - بر روى منبر در كوفه خطبه مىخواند ، مردى ايستاد و گفت : اى اميرمؤمنان ! پروردگار متعال را به ما بشناسان تا محبت و شناخت من به او افزون گردد .
حضرت على - عليهالسّلام - خشمگين شد و ندا كرد تا همه مردم گرد آيند ، تا اين كه فرمود : اى سوال كننده ! كسى كه پروردگار بزرگ ما را به آفريدهاش كه اعضاى جداى از هم دارند و مفصل آنها به هم پيوند خورده و با كارگردانى حكيمانه الهى پوشيده شده ، تشبيه كند ، سويداى قلبش با شناخت خداوند پيوندى ندارد و قلبش با يقين به اين كه او نظير و مانندى ندارد آشنا نگرديده و گويا بىزارى جستن پيروان از رهبرانشان را نشنيده كه مىگويند : « سوگند به خداوند ! ما در گمراهى آشكارى بوديم كه شما را همرديف پروردگار عالميان قرار داديم . » پس آن كه پروردگار ما را همرديف چيزى ديگر قرار دهد مشرك شده ، از او منحرف و دور گرديده و مشرك و منحرف شونده از خداوند ، به آيات محكم او كافر است . . . خداوند متعال به خود موجود است نه به ابزار و آلاتش و چون ممكن نيست كسى خداوند را چنان كه در خور اوست ارزشيابى و اندازهگيرى نمايد ، براى پيراستن خود از همرديف بودن با شريكها ونظيرها و فاصله گرفتن از سنجش بندگان كافرى كه براى او اندازه و حد معين مىكنند در قرآن فرموده است : « به ارزش و اندازهاى كه شايسته خداوند است نرسيدند ، در حالى كه در روز قيامت همه زمين در قبضه قدرت او و آسمانها در دست اوست » خداوند از آن چه شريك و همسنگ او قرار مىدهند پاك و برتر است .
مشاهده حق تعالى به حقايق ايمان
646 . « بَينا اميرُ المؤمنينَ - عليهالسّلام - يَخطُب على مِنبر الكوفةِ ، إذ قامَ إليه رجلٌ يقال له ذِعلِبٌ
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 4 ، ص 269 ، حديث 15 .