ثمّ قال بعدَ ذلك : ليس بِإلَهٍ مَن عَرفَ بِنَفسه ، هو الدالُّ بِالدليل عليه ، و المُؤَدّى بِالمَعرفة إليه . » « 1 »
نشانههايش راهنمايى به او و بودنش ثابت كننده او و شناخت او يگانه دانستن اوست .
و يگانه دانستنش ، جدا نمودن او از آفريدههايش مىباشد و اين جدا نمودن حكم به جدايى در صفت مىكند نه جدايى كنار بودن .
او پروردگار آفرينندهاى است كه پروريده و آفريده نمىباشد . هر چيزى كه تصور گردد و به ذهن آيد ، غير از خداوند است . . . هر چيزى كه توسط خودش شناخته گردد ، خدا نيست ، بلكه خداوند آن است كه بانشانهها به سوى خود رهنمون مىسازد و با شناخت به خود مىرساند .
عبادت ؛ فلسفه خلقت
643 . [ خَطَب اميرُ المؤمنينَ - عليهالسّلام - و ساقَ الحديثُ والخُطبةُ إلى أن قال - عليهالسّلام - : ] الّذى خَلَق الخلقَ لِعبِادته ، وأقدرَهَم على طاعته بِما جَعَل فيهم ، و قَطَع عُذرَهم بِاالحُجَج . . . و تَواضَعَت الأشياءُ لِعظَمته و انقادَتْ لِسُلطانه و عِزّتِه . » « 2 »
روزى اميرمؤمنان خطبه خواند كه قسمتى از آن چنين است :
او خداوندى است كه مخلوق را براى پرستشش آفريده و با نيروهايى كه در آنها قرار داد ، آنها را بر فرمانبريش توانا ساخت و با دليلها عذر را بر آنان بست . . . همه چيز در برابر بزرگيش فروتن و در برابر پادشاهى و شكوهش رام مىباشد .
ثناى الهى
644 . « أنّ أميرَ المؤمنينَ - عليهالسّلام - استَنهَضَ الناسَ في حَرب مُعاويةَ في المرَّة الثانيةِ . فَلمّا حشَدَ الناسُ ، قامَ خَطيباً فقال : الحمدُ لِلّه الواحدِ الأحدِ الصمدِ المتَفرّدِ الّذى لامن شيءٍ كان و
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 4 ، ص 253 ، حديث 7 .
( 2 ) . بحارالانوار ، ج 4 ، ص 264 ، حديث 14 .