رسيدن به غرض غايى خلقت ؛ همه خيرات دنيا و آخرت
بيانات دو بخش گذشته دعا ، مقدّمه و اظهار اخلاص به درگاه حقّ سبحانه بود براى تقاضاى حوايجى كه در بخش فوق آمده ، علاوه فهميده مىشود مراد از : « أَرْجُوهُ لِكُلِّ خَيْرٍ » و : « آمَنُ سَخَطَهُ مِنْ كُلِّ شَرٍّ » ، چه خير و شرّى است .
امّا در توضيح اين كه خير دنيا و آخرت ، آن هم همهى خير دنيا و آخرت چيست ؟ و براى چه امرى اين درخواست آمده است ؟
به طور اجمال مىتوان گفت : نيل به همه خير دنيا و آخرت و محفوظ ماندن از شرور دو جهان در اين سرا ، براى آن است كه شخص به غرض غايى از خلقت دست يابد و در دامن لطف الهى و قربش قرار گيرد ، بنابراين خير و شرّ را نمىتوان به موضوع خاصّى اشاره دانست .
دليل بر اين كه منظور از جملههاى فوق ، تقاضاى رسيدن به كمال انسانيّت است ، جملهى : « فَإِنَّهُ غَيْرُ مَنْقُوصٍ ما أَعْطَيْتَ » مىباشد . علاوه ، فرموده شده : « وَزِدْنِى مِنْ فَضْلِكَ يا كَرِيمُ ! » چرا كه كمالات الهى چون ذاتش بىانتهاست و هر كمالى كه به بندهاش بدهد ، به قدر ظرفيت و ايمان او است و از فضل و كرامت و عناياتش بهرهمندى نصيبش شده ؛ از اين رو بلافاصله جملههاى ذيل آمده :
( 41 )
« يا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ ، يا ذَا النَّعْماءِ وَ الْجُودِ ، يا ذَا الْمَنِّ وَ الطَّوْلِ ، حَرِّمْ [ شَبابِى وَ ] شَيْبَتِى عَلَى النّارِ . » « 1 »
اى بزرگ و بزرگوار ، اى دارندهى نعمت و بخشش ، اى بخشنده و عطا كننده ، [ جوانى و ] محاسن مرا بر آتش جهنم حرام گردان .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 644 .