چرا كه آنان به كلّى نمىتوانند و وظيفه ندارند از عالم عنصرى فاصله بگيرند و امّا غير امام - عليهالسّلام - ، نظر به محروميّتش از كمالات و غلبه داشتن عالم طبيعت بر روحانيت آنان ، بايد آن سخنان را داشته باشد ، تا به مدد الهى ، مايههاى معنوى كه در وى تكويناً وجود دارد ، از قوّه به فعليّت ظهور يابد و جنبه روحانيّتشان بر جنبه ماديشان غلبه نمايد .
توضيحاتى كه در تفسير جملههاى دعا تا اين جا ذكر شد ، به اقتضاى ربط معنوى همه قسمتها به يكديگر است .
( 241 )
« أَللَّهُمَّ ، إِنِّى أَسْأَلُكَ بِما وارَتِ الْحُجُبُ مِنْ جَلالِكَ وَ جَمالِكَ ، وَ بِما أَطافَ الْعَرْشَ مِنْ بَهاءِ كَمالِكَ ، وَ بِمَعاقِدِ الْعِزِّ مِنْ عَرْشِكَ الثّابِتِ الْأَرْكانِ ، وَ بِما تُحِيطُ بِهِ قُدْرَتُكَ مِنْ مَلَكُوتِ السُّلْطانِ . » « 1 »
خدايا ، به جلال و جمال تو كه در پردهى حجاب هستند و به حُسن كمال تو كه گرداگرد عرش را فرا گرفته است و به گرهگاههاى سربلندى از عرش تو كه پايههايش استوار است و به ملكوت سلطهات كه قدرتت بر آن احاطه دارد ، از تو درخواست مىكنم .
توضيح چهار سوگند به ريشهى مظاهر عالم هستى
قسمهايى كه در بيانات فوق آمده ، قسم به مظاهر نيست ، بلكه صريحاً قسم به اسمايى است كه آن مظاهر بدان ظهور يافتهاند ، چنان كه قسمهاى قرآن شريف - به بيانى كه گذشت - در موارد بسيار ، نيز ( بهطور كنايه ) چنين است .
1 . « أَللَّهُمَّ ، بِما وارَتِ الْحُجُبُ مِنْ جَلالِكَ وَ جَمالِكَ . »
اين بيان ، اشاره به مظاهر جلال و جمال الهى ( كه پرتوى از آن دو هستند ) مىباشد و
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 717 .