و پردهسرا و نشان دهنده و در حجاب و ستر نگاهدارندهى او سبحانه و كمالاتش مىباشد ) ، همواره در رعايت و تحتالحمايهى حضرتش نباشند و به خود تفويض شده و قايم به خويش باشند .
بنابراين ، گويا بر سرادق و مظاهرش - به دليل فقر ذاتى كه دارند - احتياج و رعايت تحتالكفايهى حقّ بودن نوشته شده است .
( 239 )
« يا مَنْ هُوَ الرَّجاءُ وَ الْأَمَلُ ، وَ عَلَيْهِ فِى الشَّدائِدِ الْمُتَّكَلُ . » « 1 »
و اى خدايى كه اميد و آرزو و تكيهگاه همه در سختىها هستى .
تعلّق تكوينى اميد و آرزوى جهان هستى به حق تعالى
بنابر بيان دو بخش پيشين ، امكان ندارد رجا و آرزوهاى جهان هستى و ذرّات خلايق ، تكويناً به غير او سبحانه ، متعلّق شود ، لذا فرموده شده : « يا مَنْ هُوَ الرَّجاءُ وَ الْأَمَلُ » و معناى اين كه بندگان الهى ( جنّ و انس ) ، تشريعاً وظيفه دارند اميد و آرزوهاى خود را به حقّ متعلق سازند ، اين است كه عمل و افكار صورى خود را با تكوين تطبيق دهند .
تأثير مشكلات در توجه به حق تعالى
امّا اين كه چرا فرموده شده : « وَ عَلَيْهِ فِى الشَّدائِدِ الْمُتَّكَلُ » و حال اين كه همواره انس و جنّ در تمام امور - طبق تكوينشان - تكيهگاهشان او سبحانه است ؟ گمان مىشود به اين اعتبار است كه معمولًا مشكلات عموم جنّ و انس صورتاً سبب بيدارباش و توجّه آنان به حقّ - تباركوتعالى - مىشود ، خداوند مىفرمايد :
- وَ إِذا أَنْعَمْنا عَلَى الْإِنْسانِ أَعْرَضَ وَ نَأى بِجانِبِهِ وَ إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ كانَ
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 717 .