در بخش فوق ، چهار حاجت از خداوند تقاضا شده تا به سبب برآورده شدن آنها ، خوانندگان موجبات برآورده شدن امور حتميّه صالحه را انجام دهند و آنها بر ايشان مقضى گردد ؛ امور چهارگانه از اين قرار است :
توسعه در معناى قسمت
1 . فراوانى مقسومات : « أَجْزِلْ فِيها قِسْمِى » اين بيان شامل امور دنيوى و اخروى و معنوى هر سه مىشود و در كمال بشر اثر تمام دارند .
معناى تقاضاى عدم تبديل اسم
2 . تبديل شدن اسم شخص : « لا تُبَدِّلِ اسْمِى » ، شامل برقرارى به ايمان و اعتقادات حقّه بودن و مبتلا نشدن به انحرافات عقيدتى ( بهواسطهى سوء اختيار خود ) است . يا گرفته نشدن اسماى حسنهاى است كه خداوند متعال در طريق كمالات نفسانى به بندگانش داده ( صالح و مخلِص و عابد و غيره ) و اين كه خداوند بندهاش را به جاى آن ، اسمايى كه مناسب با اهل ايمان نيست ( چون منافق ظالم مشرك و غيره ) بخواند .
اهميت تقاضاى عدم تغيير جسم
3 . دربارهى تبديل شدن جسم : « وَ لا تُغَيِّرْ جِسْمِى » مىتوان گفت : اين درخواست ، براى آن است كه اگر شخص خواننده سلامتى كامل را داشته باشد ، مىتواند در راه طاعت و بندگى او سبحانه ، بهتر انجام وظيفه نمايد تا به غرض غايى خلقت راه يابد و اين بدان معنا نيست كه پيرى به جوانى مبدّل شود .
تقاضاى مبتلا نشدن به نابينايى از رشد معنوى
4 . نابينايى از رشد معنوى پيدا نمودن : « وَ لا عَنِ الرُّشْدِ عَمىً » وقتى براى شخص خواننده پيدا مىشود كه در سه حاجت پيش از آن موفقيّت نداشته باشد ، لذا فرموده شده : « وَلاعَنِ الرُّشْدِ عَمىً . »