هر كس - از مرد و زن - كار شايسته كند و مؤمن باشد ، قطعاً او را با زندگى پاكيزهاى ، حياتِ [ حقيقى ] بخشيم و مسلّماً به آنان بهتر از آن چه انجام مىدادند ، پاداش خواهيم داد .
و همان درخواست ايمان كاملى است كه در دعاى ابوحمزه آمده است :
« أَللَّهُمَّ ، إِنِّى أَسْأَلُكَ إِيْمانَاً لا أَجَلَ لَهُ دُونَ لِقائِكَ ، أَحْيِنِى ما أَحْيَتَنِى عَلَيْهِ ، وَ تَوَفَّنِى إِذ بَعَثْتَنِى عَلَيْهِ . » « 1 »
خداوندا ، از تو ايمانى را خواهانم كه سرآمدى جز ملاقات با تو نداشته باشد ، تا زمانى كه زندهام داشتهاى ، بر آن زنده بدار و وقتى جانم را گرفتى ، بر آن بميران و هنگامى كه برمىانگيزانى ، بر آن برانگيز .
و نيز همان ايمان و يقينى است كه در دعاهاى دهه آخر ماه رمضان تقاضا مىشود :
« وَ أَنْ تَهَبَ لِى يَقِينَاً تُباشِرُ بِهِ قَلْبِى ، وَ إِيْماناً يُذْهِبُ الشَّكَ عَنِّى » « 2 »
و يقينى به من ارزانى دار كه به واسطهى آن با دلم درآميزى و ايمانى كه شكّ و ترديد را از من ببرى .
در واقع مىتوان چنان حيات معنوى را حيات موفور و پربركت و فايده و مستور از ديد ظاهر بندگان الهى براى شخص مؤمن دانست و چون كمال فوق براى مؤمن حاصل شود ، تقاضاى آتيه پيش از مردن ، براى وى محقّق خواهد بود كه فرموده شده :
( 233 )
« وَ اجْعَلِ الْمَوْتَ لِى جَذَلًا وَ سُرُوراً » « 3 »
و مرگ را مايهى شادمانى و خوشحالى من قرار ده و به نفع من مقدر فرما .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 75 و 76 .
( 2 ) . اقبال الاعمال ، ص 198 .
( 3 ) . اقبال الاعمال ، ص 717 .