اين كه همه آنها بدون آگاهى به مبانى كتاب و سنّت تحقّق پيدا نخواهد كرد ، فرموده شده : « وَ ارْزُقْنِى الْفِقْةَ فِى دِيْنِكَ » و نظر به اين كه نفع بردن از تفقّه در دين مراتبى دارد ، اعلاترين مرتبه آن تقاضا شده :
« وَ انْفَعْنِى بِما نَفَعْتَ بِهِ مَنِ ارْتَضَيْتَ مِنْ عِبادِكَ . »
و با آن چه به بندگان مورد پسندت سود رساندى ، به من سود رسان .
تقاضاى رسيدن به منزلت « امامت » از سوى معصوم - عليهالسّلام - و غيرمعصوم
امّا حاجت : « وَ اجْعَلْنِى لِلْمُتَّقِينَ إِماماً كَما جَعَلْتَ إِبْراهِيمَ . . . » اگر امام معصومى - عليهالسّلام - اين تقاضا را بفرمايد ، مشكلى براى آن از نظر مقام و منزلتى كه دارند ، نمىتوان تصوّر نمود ؛ زيرا امامت از مختصّات نبىّ و وصىّ و حضرت ابراهيم - عليهالسّلام - است ، بنابر نصّ آيهى شريفهى :
وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ
« 1 »
و چون ابراهيم را پروردگارش با كلماتى بيازمود و وى آن همه را به انجام رسانيد [ خدا به او ] فرمود : من تو را پيشواى مردم قرار دادم . » [ ابراهيم ] پرسيد : « از دودمانم [ چطور ] ؟ فرمود : « پيمان من به بيدادگران نمىرسد . »
« ظالمِين » در آيه شريفه ، شامل كسى است كه در عمر ، حتى به يك ظلم مبتلا شده باشد و اين با مقام عصمت از زمان ولادت تا آخر عمر منافات دارد . به خصوص كه براى ظلم ، معنى وسيعى ( نسبت به آنان كه بناست مقام امامت را دارا باشند ) فرض كنيم ( يعنى شرك جلى و خفى ) ؛ زيرا در آيه شريفه آمده كه لقمان به پسرش فرمود :
- يا بُنَيَّ لا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ
« 2 »
اى پسر من ، به خدا شرك مياور كه به راستى شرك ، ستمى بزرگ است .
هامش
( 1 ) . سورهى بقره ، آيهى 124 .
( 2 ) . سورهى لقمان ، آيهى 13 .