رابطهى صفت رقيب و قريب و مجيب با توحيد و اصل خلقت
سزاوار است خوانندگان ، بيانات توحيدى فوق را با دقت تمام - از نظر محتوا - توجّه نمايند ، تا ربط ميان : « عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَدِيرٌ » و : « رَقِيبٌ » و : « سائِلٍ قَرِيبٌ » و : « داعٍ مِن خَلْقِهِ مُجِيبٌ » با : « أَنْتَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ كُفُواً أَحَدٌ » و : « تَمْلِكُ الْقُدْرَةَ . . . خَلَقْتَ بِهَا الْخَلائِقَ » معلوم شود .
خلاصه بيانى را كه مىتوان براى ربط جملههاى فوق با يكديگر گفت اين است كه دعا ، خوانندگان را به احاطه قدرت الهى نسبت به همه امور پياده شده خلايقش توجه دهد و اين كه او سبحانه از مظاهرش جدايى نداشته و ندارد . خلايق را خلق نفرموده تا رهايشان سازد و به خود باشند . آن چه را كه خلق فرموده ، قادر بر آن بوده و : « رَقِيبٌ » و :
« قَرِيبٌ » و : « مُجِيبٌ » است ، بىآن كه از آنها جدايى گرفته و امورشان را به خود آنها تفويض نموه باشد . در عين اين كه بر هر شىء قادر است ، مالك قدرت نيز خود اوست :
« تَمْلِكُ الْقُدْرَةَ الَّتِى عَلَوْتَ بِها عَرْشَكَ . . . » و اينگونه نيست - كه قدرتش كه به آن خلايق را خلق فرموده - جداى از ذاتش باشد و ديگر مالك آن نباشد ، بلكه : « عَلَوْتَ بِها عَرْشَكَ » و : « رَفَعْتَ بِها جِبالَكَ » و : « أَجْرَيْتَ بِهَا الْأَنْهار . . . »
علاوه بر بيانات توحيدى فوق در پايان فرموده شده :
« أَسْأَلُكَ بِعَظَمَةِ وَجْهِكَ الْكَرِيمِ الَّذِى أَشْرَقَتْ بِهِ السَّماواتُ وَ أَضائَتْ بِهِ الظُّلُماتُ . » « 1 »
به عظمت روى [ ذات ، يا اسما و صفات ] گرامى تو - كه آسمانها بدان درخشان و تاريكىها روشن گرديده است - درخواست مىكنم .
تا گمان نشود خداوند را جز قدرت ، كمالى نيست ؛ زيرا وجه الهى همان اسماء و كمالات اوست كه مظاهر در تمام جهات خلقى از آنها برخوردارند و نيز « وجه » با قيد و صفت : « أَلْكَرِيمِ » آمده تا باز شبههى جدايى كمالات حقّ از ذاتش تصوّر نشود .
امّا دربارهى اين كه حاجتها بعد از آن همه دقايق توحيدى چيست ؟ فرموده شده :
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 715 و 716 .