عمود آنهاست ؟ يا قيامت كه آن بزرگواران - عليهمالسّلام - ، سكّاندار آن هستند و حساب خلق با آنان است ؟ يا برقرارى عالم هستى به آنان و حجّت برعوالم و عمود بودنشان ؟
همه احتمالات فوق را به بياناتى كه در آيات و روايات ذيل مىآيد ، مىتوان مورد توجّه و توجيه قرار داد .
اشاره دين فطرى در قرآن شريف
خداوند نسبت به احتمال اوّل ( دين فطرى ) مىفرمايد :
فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها
« 1 »
پس روى خود را با گرايش تمام به حق به سوى اين دين كن ، با همان سرشتى كه خدا مردم را برآن سرشته است .
ناچار اينان ، كسانى هستند كه در دين فطرى خود برقرار مىباشند و جامعه را نيز به دين فطرى دعوت مىكنند ، خداوند مىفرمايد :
- قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ مُخْلِصاً لَهُ الدِّينَ
« 2 »
بگو : من مأمورم كه خدا را - در حالى كه آيينم را براى او خالص گردانيدهام - بپرستم .
- قُلْ إِنَّنِي هَدانِي رَبِّي إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ دِيناً قِيَماً مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً
« 3 »
بگو : « آرى ، پروردگارم مرا به راه راست هدايت كرده است : دينى پايدار ، آيين ابراهيمِ حقگراى .
- وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفاءَ وَ يُقِيمُوا الصَّلاةَ وَ يُؤْتُوا الزَّكاةَ وَ ذلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ
« 4 »
و فرمان نيافته بودند ، جز اين كه خدا را بپرستند و در حالى كه به توحيد گراييدهاند ، دين [ خود ] را براى او خالص گردانند و نماز برپا دارند و زكات بدهند
هامش
( 1 ) . سورهى روم ، آيهى 30 .
( 2 ) . سورهى زمر ، آيهى 11 .
( 3 ) . سورهى انعام ، آيهى 161 .
( 4 ) . سورهى بيّنه ، آيهى 5 .