سبحانه و كمالاتش است ) ، نداشته باشد و هر لحظه از او استمداد نطلبد و اين ، همان خضوع و تذلّل و سجده در پيشگاه الهى است .
احتمالات در معناى ذكر سجدهى پيامبر - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - در شب نيمه شعبان
ولى سجده تشريعى بشر ، همان تطبيق دادن صورت اعمال ظاهرى است با تكوين و غيرتكوين . بنابراين شايسته است توجّه كنيم و ببينيم بخش اوّل دعا : « سَجَدَلَكَ سَوادِى » ، در مقابل بيان چه سجدهاى است ؛ آيا اشاره به سجده تكوينى و غيرتكوينى - كه همه ذرّات جهان هستى بر آن استوارند - مىباشد و يا تشريعى ؟
اگرچه ممكن است گفته شود دعا در مقام بيان سجدهى دوّم مىباشد ؛ زيرا رسولاللَّه - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - آن جملهها را در حال خاصّ سجده تشريعى ادا فرموده ؛ ولى گمان مىشود حضرت - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - ، در مقام بيان و خبر دادن از يكى از دو معناى ذيل باشد :
1 . با اين بيان از تكوين خبر داده باشد ؛ زيرا نفرموده - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - : « يَسْجُدُ لَكَ وَيُؤْمِنُ بِكَ » ، فرموده - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - : « سَجَدَ لَكَ وَآمَنَ بِكَ » از امر محقّق خبر داده و مراد از « سَوادِى » ، همان عالم جسمانى و جهات خلقى مادّى و از « خِيالِى » ، همان عوالم مثالى و از « فُؤادِى » ، همان توجّه باطنى و حقيقى به حقّ سبحانه مىباشد كه در تعبير نزول جبرييل - عليهالسّلام - ( در حديث گذشته ) « بَياضِى » آمده بود .
2 . حضرت - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - ، خبر از سير منازل معنوى سهگانه خويش - كه سير از عالم عنصرى به مثالى و از مثالى به روحى و توحيدى است - دادهاند ( كه در حديث گذشته از : « آمَنَ بِكَ فُؤادِى » ، تعبير به « بَياضِى » شده بود ) و در نتيجه آن بزرگوار - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - با بيان : « سجد » و : « آمن » ، به صيغه ماضى مىفرمايد : مرا سير امور سهگانه به پايان رسيده و با اين همه ، چون خويش را در عالم عنصرى مادّى مىبينم ، از حسنات صدور يافته گذشتهام به اقتضاى عالم خلقى واهمه دارم ، لذا در پيشگاه الهى عرض مىكنم :