تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور هدايت ( شرح معارف فرازهاى كليدى ادعيه بر اساس كتاب اقبال الاعمال) (فارسى) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
معبودا ، مرا هم‌شمارِ كسانى ساز كه آنان را خواندى و پاسخت دادند و به آنان نگريستى و در برابر شكوه تو مدهوش گشتند .

انجام وظايف ظاهرى در عين مقام بقاء

معلوم مىشود پس از تعلّق به : « نُورِ عِزِّ قُدْسِكَ . » ، وقت آن است كه حقّ سبحانه بنده‌اش را مورد عنايت ديگرى قرار دهد تا بتواند در عين نديدن خويش و عالم ، وظايف خود را در كثرات انجام دهد كه فرموده شده : « مِمَّنْ نادَيْتَهُ فَأَجابَكَ . » و : « وَ لا حَظْتَهُ فَصَعِقَ لِجَلالِكَ » و : « فَناجَيْتَهُ سِرّاً » و : « وَ عَمِلَ لَكَ جَهْراً . » اين چهار بخش ، گويا اشاره به فنا و بقاء مىباشد و مىتوان گفت تمكّن در اين منزلت ، بشر سالك را به مقام محمود و احديّت و شهود لا اسمى و لا رسمى نايل مىسازد ، فتأمّل .

تقاضاى دوام كمال انقطاع از سوى معصوم

- عليه‌السّلام - تمام آن چه تا اين جا بيان شد ، بنابراين بود كه عموم بشر و يا سالكين غير از معصومين - عليهم‌السّلام - در نظر گرفته شوند و امّا آن بزرگواران ، گرچه صورتاً از نظر بشريّت و عالم طبع با ديگران فرقى ندارند ، ولى خداوند با عنايات عصمت و مقامات معنوى ، آنان را به گونه‌اى قرار داده كه نمىتوان گفت محروم از كمال انقطاع ( به‌معناى شهود عينيّت داشتن اسماء و صفات با ذات ) و ساير منزلت‌ها مىباشند ، بلكه بايد گفت تقاضاى آن بزرگواران از خداوند متعال ، به حساب دوام بر كمال انقطاع است و منزلت‌هاى ذيل دعا نيز به معناى ثانوى مىباشند و چنان چه آن‌گونه تقاضاها را نداشته باشند ، گويا خويش را از رِبقه‌ى عبوديّت الهى جدا مىبينند . گمان مىشود بتوان جمله‌هاى بخش آينده را دليل بر اين دانست كه تقاضاهاى آن بزرگواران ( در تمام اين مناجات ) ، دوام آن امور بوده است كه مىفرمايد :