و يا حزن و اندوه و همّ و غمّ او را زايل سازد ؛ بلكه علاوه بر حمل قرآن و قرائت آن ، معناى ديگرى نيز دارد و آن ، تذكّرات مفيد توحيدى و فطرى و بيدارباش به خواننده و بازداشتن او از بىتوجّهى و غفلت است و اين كه دل او را طراوت ديگرى بخشيده و حزن و اندوه و غمهايى كه سبب توجّه تامّ به عالم مُلكى و تعلّقات آن شده را از وى گرفته و او را به حقيقت خويش كه همه نور و ضياء مىباشد ، متوجّه سازند .
بنابراين نمىتوان حاجت فوق را تنها به حساب معناى اوّل در نظر گرفت ، از اين رو بلافاصله فرموده شده :
« أَللَّهُمَّ ، رَحْمَتَكَ أَرْجُو ، يا أَللَّهُ ، يا رَحْمنُ يا رَحِيمُ ، يا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ . » « 1 »
خدايا ، به رحمتت اميد دارم ، اى خدا اى رحمت گستر ، اى مهربان ، اى بزرگ و اى بزرگوار .
( 7 )
« أَللَّهُمَّ ، خَشَعَتِ الْأَصْواتُ لَكَ . » « 2 »
خدايا ، صداها در برابر تو فروتناند .
معناى دقيق خشوع اصوات براى حضرت حق
امامى كه ديدهى دلش به ملكوت جهان هستى گشوده است و خداوند - تباركوتعالى - را پيش از هر چيز و با هر چيز و بعد از هر چيز مىبيند ، اگر سخن فوق را بفرمايد ، قطعاً به حقيقتى اشاره مىفرمايد ؛ زيرا او سبحانه بوده و صدايى نبوده و به اسمى از اسماء و يا به اعتبار عينيّت داشتن آن با ذاتش صدا را ظهور داده و آن به حضرتش بستگى دارد ، با اين حال چگونه امكان دارد كه تكويناً در مقابل حقّ سبحانه به تنهايى خشوع نداشته باشد ، چنان كه فرموده : « خَشَعَتِ الْأَصْواتُ لَكَ » .
امام - عليهالسّلام - با بيان ظريفترين مثال ( كه بستگى اصوات است به خداوند متعال ) ،
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 629 .
( 2 ) . همان .