مظاهر است ؟ مىتوان گفت : هر سه ، به جهت معنوى و مادّى موجودات به حساب تكوين و غيرتكوين ( از نظر احتياج به اسباب و مسببّات خارجى در غيرتكوين ) اشاره دارد . علاوه ، تمام امور ظاهرى و معنوى هرمظهر ، بستگى به ملكوتش دارد و او سبحانه است كه هر چيز را به اقتضاى خلقى و احتياجات معنوىاش به اسماء و كمالاتش آراسته و كمالات حقّ سبحانه نيز از ذاتش جدا نمىباشند و همان گونه كه بر او سبحانه خرابى و فقر و خوف راه ندارد ، براى اسماء و كمالات حضرتش نيز ( خراب و فقر و خوف ) راه ندارد . پس از بيانات فوق نسبت به : « لا خَرابَ عَلى ما عَمَّرْتَ . . . » جملههاى ذيل سه بخش فوق : « أَنَا بَيْنَ يَدَيْكَ » را مىتوان شاهد خوبى بر بيانات احتمالى ما دانست كه : « على ما عَمَّرْتَ . . . » ، اشاره به ملكوت اشياء است . فتأمّل .
( 5 )
« أَللَّهُمَّ ، إِنِّى عَبْدُكَ وَ ابْنُ عَبْدِكَ ، ناصِيَتِى بِيَدِكَ ، ماضٍ فِىَّ حُكْمُكَ ، عَدْلٌ فِىَّ قَضائُكَ . » « 1 »
خدايا ! من بندهى تو ، پسر بندهى توام و [ موى ] پيشانى و زمام امورم به دست تو است و فرمان تو در مورد من نافذ و سرنوشت حتمىات در مورد من دادگرانه است .
لزوم اظهار بندگى تشريعى
اگر كسى به جملههاى فوق ، نظر سطحى و ابتدايى نمايد ، مىگويد احتياج به توضيح ندارد ، ولى چنين نيست ، بلكه هر كدام از آن جملهها به ترتيب بيانگر جمله قبلى مىباشند .
توضيح آن كه : عبوديّت ، همان بستگى به ديگرى داشتن و اختيار نداشتن از خويش
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 829 .