برزخى و چه مادّى - همگى در حكم و حكومت الهى بوده و هستند و اين حكومت ، همان حكومت ملكوت به مُلك و عبوديّت مُلك در مقابل ملكوت است ، به بيانى كه گذشت .
و نيز ظاهر مىشود كه چرا فرموده شده : « عَدْلٌ فِىَّ قَضائُكَ » ؛ زيرا حكم و قضاى ملكوت به ملك ، در تمام مظاهر عالم هستى به خصوص بشر ( به حساب ضيق و وسعت خلقيشان و مراتب ايمان انسان ) ، جز به عدل و قسط نخواهد بود .
بنابراين ، كلمات فوق را - اگر امام معصومى - عليهالسّلام - كه شاهد آن معانى است - مىگويد ، سخنى به جزاف و بىتوجّه به حقيقت امر نمىباشد و ديگران نيز اگر به شهود آن معانى نايل شده باشند ( به اقتضاى شهودشان ) ، خبر از حقيقت امر مىدهند . ولى آنان كه محروم از اين ديدارند ، از واقع امرى كه از آن آگاه نيستند ، خبر مىدهند .
( 6 )
« أَسْأَلُكَ بِكُلِّ اسْمٍ هُوَلَكَ سَمَّيْتَ بِهِ نَفْسَكَ ، وَ أَنْزَلْتَهُ فِى كِتابِكَ ، أَوْ عَلَّمْتَهُ أَحَداً مِنْ خَلْقِكَ ، أَنْ تَجْعَلَ الْقُرْآنَ رَبِيعَ قَلْبِى وَ جَلاءَ حُزْنِى وَ ذَهابَ هَمِّى وَ غَمِّى . » « 1 »
و به هر اسمى كه خود را بدان ناميدهاى يا در كتابى فرو فرستادهاى يا به يكى از آفريدههايت آموختهاى ، از تو مىخواهم كه قرآن را بهارِ دل ، بر طرف كنندهى اندوه ، و زدايندهى اندوه و غم من قرار دهى .
قرآن ؛ بهار دلها و بر طرف كننده حزن و اندوه
ممكن نيست مسألت و قسم به اسم مخصوص الهى را در بيان فوق ، تنها بر حمل نمودن قرآن و يا قرائت الفاظ آن معنى نمود كه در نتيجه ، طراوت به قلب خواننده بدهد
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 629 .