عِبادِي * وَ ادْخُلِي جَنَّتِي
« 1 »
اى نفس مطمئنّه ، خشنود و خداپسند به سوى پروردگارت بازگرد و در ميان بندگان من درآى و در بهشت من داخل شو .
- إِنَّ الْأَبْرارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كانَ مِزاجُها كافُوراً
. . .
وَ إِذا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيماً وَ مُلْكاً كَبِيراً
. . .
إِنَّ هذا كانَ لَكُمْ جَزاءً وَ كانَ سَعْيُكُمْ مَشْكُوراً
« 2 »
همانا نيكان از جامى نوشند كه آميزهاى از كافور دارد . . . و چون بدان جا نگرى ، [ سرزمينى از ] نعمت و كشورى پهناور مىبينى . . . اين [ پاداش ] براى شماست و كوشش شما مقبول افتاده است .
مرحوم سيّد - رحمهاللَّه - ، پس از دعاى فوق براى آن زيادهاى نيز ذكر فرموده ، علاوه آن دعا و زياده را به اميرالمؤمنين - عليهالسّلام - نسبت داده است . در اين جا ، به ذكر بخشهاى آن تتمّه و توضيح آن مىپردازيم .
( 56 )
« أَللَّهُمَّ ! إِنِّى أَسْأَلُكَ بِعَقْدِ عِزِّكَ عَلى أَرْكانِ عَرْشِكَ . » « 3 »
خداوندا ! به گِرِهگاههاى سربلندى و پايههاى عرشت ، از تو درخواست مىكنم .
عقد عزّ ؛ مقام كبريائيت
عرش الهى در بيان فوق ، مظاهر عالم هستى و « عَقْدِ عِزّ » منزلت كبريائيت و مقام عزّت و جانبدارى حضرت حقّ سبحانه مىباشد كه همواره مظاهرش را احاطه نموده و لحظهاى امكان ندارد بتوانند از خويش و كمالاتشان دم زنند و به استقلال خود فكر كنند . او سبحانه مىخواهد پيوسته خود ( انَا ) گو باشد .
هامش
( 1 ) . سورهى فجر ، آيات 27 - 30 .
( 2 ) . سورهى دهر ، آيات 5 و 20 و 22 .
( 3 ) . اقبال الاعمال ، ص 646 .