خضوع و خشوع مظاهر در برابر حق تعالى
آرى ، اين هيبت كبريائيّت و عظمت و ترس از او سبحانه است كه همه مظاهر عالم هستى ( به تعبير « وجوه » و « رقاب » و « قلوب » ) ، او را قصد كرده و در پيشگاهش خاضع و ترسندهاند . امّا چگونه اين چنيناند ؟ علّت آن است كه حقّ سبحانه كنار از مظاهرش نبوده و نيست ، بلكه محيط به آنان است و هستى و كمالاتشان به او سبحانه و منشأ گرفته از حضرتش مىباشد . ناچار هر موجود و مظهرى ، بايد همواره شراشر وجودش تكويناً و به غير تكوين ( در مقام بهرهگيرى خلقى و احتياجش ) ، همواره به مقام و منزلت والاى حقّ سبحانه توجه داشته و در مقابل عظمتش خاضع و قلب هر يك و هر مظهر ( به حساب خودش ) ، از او سبحانه ترسناك باشد .
تطبيق تشريع با تكوين در انس و جنّ و مجرّدات
اعمال تشريعى جنّ و انس و كردار عبادى ملايكه و صاحبان شعور ، همگى تطبيق اعمال و كردار و گفتارشان است با تكوين و غيرتكوين از نظر تكليفى كه براى آنان ( چون جنّ و انس ) ، تشريعاً معين شده و يا از نظر احساس وظيفه ظاهرى كه مجرّدات و صاحبان شعور براى خويش احساس مىكنند كه بايد ظاهرشان را با تكوينشان تطبيق دهند ، فتأمل ايّها القارىء العزيز .
پس از آن كه امام - عليهالسّلام - حضرت حقّ را به توصيفات سىگانه فوق خواند ، مىفرمايد :
( 49 )
« أَسْأَلُكَ بِهذِهِ الْمِدْحَةِ الَّتِى لا تَنْبَغِى إِلّا لَكَ ، وَ بِما وَأَيْتَ بِهِ عَلى نَفْسِكَ لِداعِيكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ، وَ بِما مِنْتَ الْإِجابَةَ فِيهِ عَلى نَفْسِكَ لِلدّاعِينَ . يا