تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور هدايت ( شرح معارف فرازهاى كليدى ادعيه بر اساس كتاب اقبال الاعمال) (فارسى) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
اين جاست ، كه جمله‌ى : « سَما فِى الْعِزِّ . . . » و : « دَنا فِى اللُّطْفِ . . . » معنى خود را پيدا مىكند ، فتأمّل . از اين رو مىفرمايد : ( 46 ) « يا مَنْ تَوَحَّدَ فِى الْمُلْكِ [ بِالْمُلْكِ ] فَلا نِدَّلَهُ فِى مَلَكُوتِ سُلْطانِهِ ، وَ تَفَرَّدَ بِالْكِبرِياءِ وَ الْآلاءِ فَلا ضِدَّ لَهُ فِى جَبَرُوتِ شَأْنِهِ . » « 1 » اى خدايى كه در فرمانروايى يگانه‌اى و لذا هيچ همسانى براى تو در ملكوت سلطه‌ات نيست و در بزرگمنشى و نعمت بخشى يكتايى و لذا هيچ ضدّى براى تو ، در شكوه مقام و منزلتت نيست .

توحيد ، با توجه به وابستگى ملك به ملكوت

چنان كه خواننده محترم به بيان ما در بخش گذشته ما با دقّت تمام نظر كرده باشد ، خواهد دانست كه جمله‌هاى اين بخش ، عبارت ديگر جمله‌هاى گذشته و به تعبيرى ، واضح كننده‌ى جمله‌هاى پيشين مىباشد ؛ چرا كه عالم ملكى هر چيز ، حتّى ديد و خاطرات ، بستگى به ملكوتش ( كه اسماء و كمالات الهى است ) دارد و بدون آن ، ظهور و دوام و كمالى نمىتواند داشته باشد . پس شايسته است فرموده شود : « تَوَحَّدَ فِى الْمُلْكِ فَلا نِدَّلَهُ فِى مَلَكُوتِ سُلْطانِهِ . » و از اين كه هيچ مظهرى نمىتواند ( به‌حساب بيان فوق ) از خود و كمالاتش دم زند ، فرموده شده : « تَفَرَّدَ بِالْكِبرِياءِ وَ الْآلاءِ فَلا ضِدَّ لَهُ فِى جَبَرُوتِ شَأْنِهِ . » و فرموده شده :
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 645 .