معناى « خير ما قسمت »
« خَيْرَ ما قَسَمْتَ » در اين خواسته ، همان است كه حضرت صادق - عليهالسّلام - به معلّى بن خنيس در دعاى گذشته : « أَللَّهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ صَبْرَ الشّاكِرِينَ لَكَ . . . » تعليم فرموده بود « 1 » و يا بيانات دعايى باشد كه امام - عليهالسّلام - به راوى تعليم فرموده تا در تمام ماه رجب بخواند كه : « يا مَنْ أَرْجُوهُ لِكُلِّ خَيْرٍ »
و در آن دعا ، بيانى نسبت به « خَيْر » گذشت .
( 52 )
« وَ أَسْأَلُكَ . . . وَ أَنْ تَحْتِم لِى فِى قَضائِكَ خَيْرَ ما حَتَمْتَ ، وَ تَخْتِمَ لِى بِالسَّعادَةِ فِيمَنْ خَتَمْتَ . » « 2 »
و از تو درخواست مىكنم . . . و بهترين سرنوشت حتمى را برايم مقرر بدار و كارم را به نيكبختى پايان ده .
قضاى حتمى ؛ توفيق عمل در مسير غرض غايى خلقت
با توجه به اين كه « قضا » ، همان « ما حَتَمْتَ » است ، خير باشد يا غير آن ، شايد بتوان گفت مراد از : « قَضاى ما حَتَمْتَ » ، قضاى مبرم باشد كه بَداء و محو و اثبات در آن راه ندارد و در واقع ، تقاضاى فوق از خداوند متعال توفيق عمل بر وفق قضاى حق سبحانه در امور خوبىها است ، تا شخص بتواند آن چه را كه وى را به غرض غايى از خلقت نزديك كرده و يا نسبت به آن برقرار مىدارد ، انجام دهد . از اين رو بلافاصله فرموده شده : « وَ تَخْتِمَ لِى بِالسَّعادَةِ . . . »
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 645 .
( 2 ) . همان .