واداشتى و نوآفرينى كردى و آغاز كردى و بلندى گرفتى و تفوّق پيدا كردى و زيبا مقدر نمودى و استوار چهره نگارى كردى و استدلال رسا آوردى و نعمت فراوان و فراگير ارزانى داشتى و عطاى بزرگ و فراوان نمودى و بخشيدى و ارزانى داشتى .
توسعه در معناى خلق و رزق و توضيح برخى اسماء و صفات حق
مىتوان از بيان « خلق » و « رزق » در ابتداى جملههاى فوق ، اطلاق و عموميت استفاده نمود ؛ زيرا اوّل : « خلق » شامل همه مخلوق مىشود و دوم : « رزق » شامل تمام چيزهايى مىشود كه از جانب حقّ سبحانه به مظاهرش مىرسد .
و نيز مىتوان گفت جمله : « فَأَلْهَمَ فَأَنْطَقَ » ، در مقام آن است كه گفتار هر موجود به تسبيح و تحميد و . . . غيرتكوينى كه در بعضى آيات شريفه بدان اشاره شده و نيز گفتار انس و جنّ و مَلَك ، چه در امور عبادى و غيرعبادى ، همه و همه پيش از الهام الهى صورت نمىپذيرد .
جملهى : « إِبْتَدَعَ فَشَرَعَ » در مقام آن است كه چون حقّ سبحانه خواست عالم را بيافريند ، آن را خلق نمود ، بىآن كه نقشهاش را از جايى گرفته باشد : « إِبْتَدَعَ فَشَرَعَ » .
و نيز امام - عليهالسّلام - با جمله : « عَلا فَارْتَفَعَ » خوانندگان را توجّه مىدهد كه خداوند متعال ، ارتفاع و بلندى منزلت را خود دارا بوده و كسى به او سبحانه نداده است .
و با جملهى : « قَدَّرَ فَأَحْسَنَ » ، خواننده را توجّه مىدهد كه اگر كارها و خلقتهاى او سبحانه حَسَن و نيكو است و نقصى در آنها ديده نمىشود ، علّت آن است كه در تقدير و اندازهگيريش نسبت به هرمظهر حساب كرده مىباشد و كم و كاستى را در آنها روانداشته است .
از اين رو بلافاصله فرموده شده : « وَ صَوَّرَ فَأَتْقَنَ ، وَ احْتَجَّ فَأَبْلَغَ ، وَ أَنْعَمَ فَأَسْبَغَ ، وَ أَعْطى فَأَجْزَلَ ، وَ مَنَحَ فَأَفْضَلَ » تا كسى نتواند سخن از نقص و نادارى موجودى ( به خصوص