( 976 )
« أَللَّهُمَّ ! إِنَّ . . . دَعْوَةَ مَنْ ناجاكَ مُسْتَجابَةٌ . » « 1 »
خداوندا ! به راستى كه . . . دعاى هر كس كه با تو مناجات كند ، مستجاب مىگردد .
عدم تفاوت وحدت يا اجتماع ، در اجابت دعا از سوى حق
واقع شدن بيان فوق بعد از بخش گذشته : « أَصْواتَ الدّاعِينَ إِلَيْكَ صاعِدَةٌ » ، شاهد بر اين است كه امام - عليهالسّلام - در مقام اين است كه : حقّ سبحانه را در استجابت فرق نيست ؛ چه سرّاً و به تنهايى خوانده شود ، يا جهراً و با اجتماع . خداوند مىفرمايد :
- وَ إِنْ تَجْهَرْ بِالْقَوْلِ فَإِنَّهُ يَعْلَمُ السِّرَّ وَ أَخْفى
« 2 »
و اگر سخن به آوازگويى ، او نهان و نهانتر را مىداند .
- وَ أَسِرُّوا قَوْلَكُمْ أَوِ اجْهَرُوا بِهِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ
« 3 »
آيا كسى كه آفريده است نمىداند ؟ با اين كه او خود ، باريكبين آگاه است .
و ممكن است جمله گذشته ، نظر به دعاى غيرتكوينى و تشريعى انسان داشته باشد و در اين بخش ، نظر به دعا و خواست تكوينى و غيرتكوينى همهى مظاهر - البتّه به اقتضاى سعه و ضيق وجودى و احتياجاتشان - واللَّه يعلم .
( 977 )
« أَللَّهُمَّ ! إِنَّ . . . تَوْبَةَ مَنْ أَنابَ إِلَيْكَ مَقْبُولَةٌ . » « 4 »
خداوندا ! به راستى كه . . . توبهى هر كس كه [ با تمام وجود ] به تو بازگردد ، مقبول است .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 470 .
( 2 ) . سورهى طه ، آيهى 7 .
( 3 ) . سورهى مُلك ، آيهى 13 .
( 4 ) . اقبال الاعمال ، ص 470 .