لِي وَ لْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ
« 1 »
و هرگاه بندگان من از تو دربارهى من بپرسند ، [ بگو ] من نزديكم و دعاى دعاكننده را به هنگامى كه مرا بخواند - اجابت مىكنم ، پس [ آنان ] بايد فرمان مرا گردن نهند و به من ايمان آورند ، باشد كه راه يابند .
- وَ لا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ
« 2 »
و با خدا معبودى ديگر را مخوان ، خدايى جز او نيست ، جز ذات او همهچيز نابودشونده است ، فرمان از آن اوست و به سوى او بازگردانيده مىشويد .
هر لحظه دعا و اجابت در شراشر وجود
2 . آن حضرت - عليهالسّلام - با اين بيان ، اخبار از واقع امر داده مىگويد : خوانندگانِ حضرتت ، جز تو را نمىتوانند بخوانند و درهاى اجابت ، جز از تو به روى آنان گشوده نخواهد بود .
توضيح آن كه : پس از اين كه دانسته شد - كه به نصّ كتاب و سنّت و عقل و شهود - خداوند با همهى موجودات و محيط به همهى اشياء است و انسان نيز يكى از آنها مىباشد ، كجا ممكن است موجودى ( دانسته و يا ندانسته ) از نظر تكوين و غيرتكوين به غيرِ هستىبخش خود توجّه داشته و از غير او تقاضاى حاجتى كند ؟ ! و كجا ممكن است غير از حقّ سبحانه ، دعايش را اجابت نمايد ؟ و كسى جز حقّ ، برآورنده و اجابتكنندهى حوايج آنان باشد و به اعتبارى مىتوان از نظر تكوين گفت : شراشر وجود موجودات ، هر لحظه دعا و اجابت است ، فتأمّل . و اگر بندگان تشريعاً به دعا كردن امر شدهاند ، براى اين است كه تشريعشان را با تكوينشان تطبيق دهند .
هامش
( 1 ) . سورهى بقره ، آيهى 186 .
( 2 ) . سورهى قصص ، آيهى 88 .