دعاهايى كه سخن از مغفرت گناهانى كه سبب از دست دادن ايّام و ليالى و ماهها و غيره و فوايد ظاهرى و معنوى آنها دارند « 1 » ، مىتواند شاهد بر از دست دادن خيرات اوّليه آنها باشند .
شايد با بيان فوق ، بتوان مشكل بيانات احاديثى را كه يُمن و شوم بودن را براى ايّام ذكر مىكنند ، حلّ نمود و گفت : همانطورى كه گناهان در زمين و زمان اثر مىگذارد ، شومى و حُسن اشخاص نيز در ايّام اثر مىگذارد ، به طورى كه ممكن است تا آخر آن ، حسن و شومى ايّام بدان منوال از نظر حسن و يا بدى بماند . « 2 » در حديث آمده است :
« يا أَباذَرٍّ ، إِنَّ اللَّهَ - بَلَّ ثَناؤُهُ - لَمّا خَلَقَ الْأَرْضَ وَ خَلَقَ ما فِيها مِنَ الشَّجَرِ ، لَمْ يَكُنْ فِى الْأَرْضِ شَجَرَةٌ يَأْتِيها بَنُو آدَمَ إِلّا أَصابُوا مِنْها مَنْفَعَةً ، فَلَمْ تَزَلِ الْأَرْضُ وَ الشَّجَرُ كَذلِكَ حَتّى تَتَكَلَّم فَجَرَةُ بَنِى آدَمَ بِالْكلِمَةِ الْعَظِيمَةِ قَوْلُهُمْ :
اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَداً
« 3 » ، فَلَمّا قالُوها ، إِقْشَعَرَّتِ الْأَرْضُ ، وَ ذَهَبَتْ مَنْفَعَةُ الْأَشْجارِ . » « 4 »
اى ابوذر ، خداوند - كه بسيار مورد سپاس باد - زمانى كه زمين و موجودات زمين [ از جمله ] درختان را آفريد ، هيچ درختى در روى زمين نبود ، مگر آن كه انسانها از آن سودى مىبردند و پيوسته وضع چنين بود تا اين كه گناهكاران سخن بسيار بزرگ [ شركآميز ] را به زبان راندند و گفتند : « خداوند فرزند دارد » ؛ وقتى اين سخن را گفتند : زمين لرزيد و منفعت [ برخى ] درختان از بين رفت .
عدم قابليت بهرهمندى در افراد ؛ موجب شرّ ناميدن روز و شب و . . .
اين از نظر جهات ماه و سال و غيره ؛ ولى گاهى در عين اين كه زمين و زمان و ماه و سال ، كار طبيعى خود را مىنمايد ، شخص آمادگى دارد تا بهرهى ظاهرى و معنوى خود
هامش
( 1 ) . ر . ك : اقبال الاعمال ، ص 180 . ( دعاى شب 19 ماه رمضان ) و ص 328 ( دعاى شب عرفه ) و ص 706 ( دعاى كميل ) .
( 2 ) . ر . ك : بحارالانوار ، ج 58 و 59 .
( 3 ) . سورهى بقره ، آيهى 116 .
( 4 ) . بحارالانوار ، ج 77 ، ص 86 .