( 1144 )
« أَللَّهُمَّ اغْفِرْ لِى ما سَلَفَ مِنْ ذُنُوبِى ، وَ تَدارَكْنِى فِيما بَقِىَ مِنْ عُمْرِى ، وَ قَوِّ ضَعْفِى لِلَّذِى خَلَقْتَنِى لَهُ ، وَحَبِّبْ إِلَىَّ الْإِيْمانَ ، وَ زَيِّنْهُ فِى قَلْبِى ، وَ قَدْ دَعْوَتُكَ كَما أَمَرْتَنِى ، فَاسْتَجِبْ لِى كَما وَعَدْتَنِى . » « 1 »
خداوندا ، گناهان گذشتهى مرا بيامرز و در مقدار باقى مانده از عمرم درياب و براى آن چه مرا آفريدهاى ، نيرو بخش و ايمان را محبوبم گردان و آن را در دلم بيارا . آن گونه كه دستور دادى تو را خواندم ، پس آن گونه كه وعده دادى ، اجابت فرما .
در اين بخش ، سه نكته وجود دارد ، خوانندگان را به آنها توجّه مىدهيم :
لوازم صاحب كمال شدن
الف ) واقع شدن پنج خواسته به ترتيبى كه هر صاحب كمال ، بدون آنها صاحب كمال خوانده نمىشود و آنها عبارتند از :
1 . آمرزش گناهان گذشته : « إِغْفِرْلِى ما سَلَفَ مِنْ ذُنُوبِى . »
2 . تدارك خسرانهاى گذشته در بقيهى عمر « وَ تَدارَكْنِى فِيما بَقِىَ مِنْ عُمْرِى . »
3 . تقويت ضعف شخص از سوى پروردگار تا بتواند به غرض غايى از خلقت نايل آيد : « وَ قَوِّ ضَعْفِى لِلَّذِى خَلَقْتَنِى لَهُ . »
4 . محبوب واقع شدن ايمان و نتيجه نيل به غرض غايى از خلقت : « وَحَبِّبْ إِلَىَّ الْإِيْمانَ . »
5 . زينت پيدا كردن دل به ايمان : « وَ زَيِّنْهُ فِى قَلْبِى . »
ب ) عدم امكان تحقّق امر سوم « قَوِّ ضَعْفِى » پيش از امر اوّل « إِغْفِرْلِى ما سَلَفَ . . . » و
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 619 .