و همچنين آيات ديگر .
پس از توجه دادن خوانندگان با بيانات پيش از تهليلات و همراه تهليلات ، درخواست كمالاتى آمده كه مخصوص راهيافتگان به فطرت و بازگشتگان به شهود الهى مىباشد ، معصوم - عليهالسّلام - مىفرمايد :
( 1140 )
« أَللَّهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ عَفْواً لَيْسَ بَعْدَهُ عُقُوبَةً ، وَ رِضاً لَيْسَ بَعْدَهُ سَخَطٌ ، وَ عافِيَةً لَيْسَ بَعْدَها بَلاءٌ ، وَ سَعادَةً لَيْسَ بَعْدَها شِقاءٌ ، وَ هُدىً لا يَكُونُ بَعْدَهُ ضَلالَةٌ ، وَ إِيْمانَاً لَمْ [ لا ] يُداخِلُهُ كُفْرٌ ، وَ قَلْباً لا يُداخِلُهُ فِتْنَةٌ . » « 1 »
خداوندا ، عفوى را از تو خواستارم كه كيفرى بعد از آن نباشد و خشنوديىاى كه خشمى بعد از آن نباشد و عافيتى كه بلايى بعد از آن نباشد و سعادتى كه بدبختىاى بعد از آن نباشد و هدايتى كه هيچ گمراهى بعد از آن نباشد و ايمانى كه كفر با آن درنياميخته باشد و قلبى كه آشوبى در آن داخل نشده باشد .
برخى ويژگىهاى مخلَصين در رابطه با فطرت
امور هفتگانهى فوق ، به اعلىترين عفو و رضا و عافيت و سعادت و هدايت و ايمان و پاكيزهترين قلب اشاره دارد و اين امور را جز براى مخلَصين و راهيافتگان و بازگشتگان به فطرت و دين واقعى نمىتوان دانست ؛ زيرا عقوبت و سخط و بلا ( و ابتلائات و گرفتارىهاى معنوى عالم طبع ) و شقاوت ( و امورى كه شخص را به انحراف از فطرت و ضلالت و گم كردن طريق فطرى دعوت مىنمايد ) و كفر ( و مستور داشتن امور فطرى ) و فتنه ( و دچار وسوسههاى نفسانى شدن قلب ) از امورى است كه خداوند
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 617 .