تو را هيچ نبينم و به نيستى و فقر خويش آگاه شوم . در مناجات شعبانيّه مىخوانيم :
- « حَتّى تَخْرِقَ أَبْصارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّور ، فَتَصِلَ إِلى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ ، وَ تَصِيرَ أَرْواحُنا مُعَلَقَةً بِعِزِّ قُدْسِكَ . » « 1 »
تا ديدگان دلها پردههاى نور را بردرند و به سرچشمهى بزرگوارى باريابند و جانهايمان به شكوه قدس تو درآويزند .
- « إِلهِى ، وَ أَلْحِقْنِى بِنُورِ عِزِّكَ الْأَبْهَجِ ، فَاكُونَ لَكَ عارِفَاً ، وَ عَنْ سِواكَ مُنْحَرِفاً ، وَ مِنْكَ خائِفَاً مُراقِباً . » « 2 »
معبودا ، مرا به درخشانترين نور شكوه خويش پيوند بخش ، تا شناساى تو گردم و از غير تو روى برتابم و تنها از تو بيم داشته و مراقبت ورزم .
لزوم توجه دايمى به فطرت
بنابراين ، اگر ذيل جملاتِ و قسمها و حوايج فوق متجاوز از 30 آيه از آيات الهى - كه همگى متضمّن تهليل همراه با بيانات ذيلشان آمده و فرموده شده آنها را - قرائت كن و بخوان ، گويا براى تثبيت معناى فوق در ذهن و قلب خواننده است تا صورتاً و باطناً جز به خداوند توجه نداشته باشد و حقّ سبحانه ، درِ گشوده را بر فطرت راهيافتگان مسدود نگرداند و بر آنان كه مسدد گشته ( يعنى محجوبين از فطرت ) ، بگشايد .
در اين جا ، چند بخش از تهليلات سىگانهاى را كه از آيات شريفه گرفته شده متذكّر مىشويم . امام - عليهالسّلام - مىفرمايد :
« ثُمَّ تَقْرَأُ
وَ إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِيمُ
« 3 » ؛
اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ
« 4 » »
سپس اين آيه را قرائت فرمود : « خداست كه معبودى جز او نيست ، زنده و برپادارنده است ، نه خوابى سبك او را فرو مىگيرد و نه خوابى گران » .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 678 .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . سورهى بقره ، آيهى 163 .
( 4 ) . سورهى بقره ، آيهى 255 .