به كلّى توجّه به مظهريّت مظاهر ( كه انفكاك از آن ممكن نيست ) نداشته و حوايج خويش را با ذهن خالى از ديد ، خواسته و برآورده شود و در نتيجه حاجت ياد شده ، همان شهود حقّ و ديد ملكوت خود و اشياء است ( با ديد باطن و نور ايمان ) ، بىآن كه نظر به مظهريّت مظاهر باشد ؛ زيرا مىفرمايد :
( 1138 )
« أَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ، وَ تُبِيحَ لِى مِنْ عِنْدِكَ فَرَجَكَ الْقَرِيبَ الْعَظِيمَ الْأَعْظَمَ . » « 1 »
از تو مىخواهم كه بر محمد و آل محمد درود فرستى و گشايش نزديك ، بزرگ و بزرگترت را به من ارزانى دارى .
عنايت خاصّ الهى ؛ گشايش عظمت حق تعالى
به راستى اباحه گشايش فرج قريبى كه عظيم و اعظم باشد ، چه معنايى را در بر دارد ؟
آرى ، عنايت خاصّ الهى بدون گشايش نزديك با عظمت او سبحانه ممكن نيست ، از اين رو فرموده شده : « أَنْ تُبِيحَ لِى مِنْ عِنْدِكَ . . . » تا كسى را بهره از ولايت كلّى حقّسبحانه و شهود آن ميسّر نباشد ، هرگز نمىتواند به آن عنايت دست يابد ، لذا فرموده شده : « فَرَجَكَ الْقَرِيبِ الْعَظيِمَ الْأَعْظَمَ » امام - عليهالسّلام - دوام آن را خواهان است و غير او تلبّس به آن را مىطلبد ؛ زيرا همانطورى كه گرفتارى به عالم طبيعت ، مانع ديگران از آن شهود مىگردد و تمنّاى خلاصى از آن را مىكنند . معصوم - عليهالسّلام - نيز كه خود به عالم طبع گرفتار است و هيچ زمان و لحظه او را از اين شهود مانع نشده و نخواهد شد ، باز مىترسد ، از اين رو مىفرمايد : در ادامهى اين شهود ، مرا يارى فرما .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 616 .