بنابراين فصل الخطاب ، اگر چه تنها نسبت به حضرت داوود - عليهالسّلام - در قرآن آمده است :
وَ شَدَدْنا مُلْكَهُ وَ آتَيْناهُ الْحِكْمَةَ وَ فَصْلَ الْخِطابِ
« 1 »
و پادشاهيش را استوار كرديم و او را حكمت و كلامِ فيصله دهنده عطا كرديم .
ولى براى هرنبىّ و وصيىّ در هر زمان ، كم و زيادى از فصلالخطاب بوده ؛ زيرا آنان هم گرفتار حل مشكلات امّت خود در امور ظاهر و معنوى بودهاند . گويا اين معنى براى اميرالمؤمنين - عليهالسّلام - ، بيش از گذشتگان انبيا و اوصيا - عليهمالسّلام - رخ داده كه در جمله فوق و جمله ديگر اين زيارت : « أَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا فاصِلَ الْحُكْمِ النّاطقِ بِالصَّوابِ . » « 2 » ؛ ( سلام بر تو اى فيصلهدهندهى حكم و كسى كه سخن حق و راست مىگويى . ) به آن اشاره شده است . مرحوم مجلسى - رحمهاللَّه - قريب 95 حديث را در اين امر يادآور گرديده است . « 3 » ذكر فصل الخطاب بعد از موضوع حكمت در يك سلام ، در اين بخش از زيارت و در آيه شريفه فوق ، شايد شاهد باشد بر اين كه آن كسى مىتواند قدرت بر فصل الخطاب داشته باشد كه خداوند به او حكمت ارزانى داشته باشد .
( 1110 )
« أَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ . » « 4 »
سلام بر تو اى كسى كه دانش كتاب [ الهى ] نزد توست .
معناى « علم الكتاب » در احاديث
براى بيان بخش فوق به ذكر چند حديث اكتفا مىكنيم كه خود روشنگر معناى : « مَنْ
هامش
( 1 ) . سورهى ص ، آيهى 20 .
( 2 ) . اقبال الاعمال ، ص 609 .
( 3 ) . بحارالانوار ، ج 40 ، ص 218 ، باب 97 .
( 4 ) . اقبال الاعمال ، ص 609 .