توضيح معناى « بحرَالعلوم » درباره اميرالمؤمنين - عليهالسّلام -
به راستى جمله فوق به چه علمى اشاره دارد و مگر رسول اللَّه - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - و ائمّه ديگر - عليهمالسّلام - و حتى فاطمه زهراء - سلاماللَّهعليها - عالم به ما كان و مايكون نبوده و نمىباشند ؟ آرى ، همه آن بزرگواران ، بنابر نصوص احاديث داراى « علم ما كان و ما يكون » بودهاند ، گويا امام - عليهالسّلام - در مقام نفى و يا نادارى ديگران نيست ، بلكه در مقام توجّه دادن امّت رسول اللَّه - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - مىباشد به اين كه بعد از پيامبر اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - بايد از چه كسى تبعيّت نمايند و علوم و مجهولاتشان را نزد چه كسى و از بيانات چه شخصيتى حلّ كنند .
اين جاست كه مىبينيم خود آن حضرت - عليهالسّلام - در بيانى مىفرمايد :
- « بَلِ انْدَمَجْتُ عَلى مَكْنُونِ عِلْمٍ ، لَوْ بُحْتُ بِهِ ، لَأَضْطَرَبْتُمُ اضْطِرابَ الْأَرْشِيَةِ فِى الطَّوَى الْبَعِيدَةِ . » « 1 »
بلكه در اندرون من علوم نهفتهاى است كه اگر آشكار كنم ، همانند تكان خوردن طنابهاى سطلهايى كه [ براى كشيدن آب ] به چاههاى ژرف سرازير مىشوند ، به شدت در اندامتان لرزه مىافتد .
- « إِنَّ ههُنا لَعِلْماً جَمّاً - وَ أَشارَ بِيَدِهِ إِلى صَدْرِهِ - لَوْ أَصبْتُ لَهُ حَمَلَةً ، بَلى أَصَبْتُ لَقِناً غَيْرَ مَأْمُونٍ عَلَيْهِ ، مُسْتَعْمِلًا آلَةَ الدِّينِ لِلدُّنْيا . » « 2 »
در اين جا - با اشاره به سينه و قلب خويش - دانش فراوانى نهفته است . اى كاش افرادى را براى تحمل آن مىيافتم ، ليكن افراد زيركى را يافتهام كه مورد اعتماد نيستند و از ابزار دين براى دنيا استفاده مىكنند .
- « نَحْنُ شَجَرَةُ النُّبُّوةِ وَ مَحَطُّ الرِّسالَةِ وَ مُخْتَلَفُ الْمَلائِكَةِ وَ مَعادِنُ الْعِلْمِ وَ يَنابِيعُ الْحُكْمِ . » « 3 »
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبه 5 .
( 2 ) . نهج البلاغه ، حكمت 147 .
( 3 ) . نهجالبلاغه ، خطبه 109 .