شهادتى كه حقّ سبحانه دارد ، وى - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - به اذن اللَّه از آن بهرهمند نباشد ؛ و نه تنها شهادت ، كه از كمالات ديگر حقّسبحانه نيز بهرهها دارد ، بياناتى كه در احاديث ، نسبت به عالم بودن وى به « ما كانَ وَ ما يَكُون » است ، شاهد برمعناى فوق مىباشد ، علاوه در حديث قدسى معروف آمده است :
- « عَبْدِى ، أَطِعْنِى حَتّى أَجْعَلْكَ مَثَلِى . » « 1 »
بندهى من از من اطاعت كن تا تو را همانند و نمونهى خود قرار دهم .
- « وَ ما يَتَقَرَّبُ إِلَىَّ عَبْدٌ بِشَىْءٍ مِمَّا افْتَرضْتُ عَلَيْهِ ، وَ إِنَّهُ يَتَقَرَّبُ إِلَىَّ بِالنّافِلَةِ حَتّى أُحِبَّهُ ، فَإِذا أَحَبَبْتُهُ كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِى يَسْمَعُ بِهِ ، وَ بَصَرَهُ الَّذِى يُبْصِرُ بِهِ . . . » « 2 »
و هيچ بندهاى به چيزى محبوبتر و دوست داشتنىتر در نزد من ، از آن چه كه بر او واجب نمودهام ، تقرّب و نزديكى نجست ، و به راستى كه بنده با عمل مستحبّى به من نزديكى مىجويد تا اين كه دوستش بدارم ، و هرگاه دوستش داشتم ، گوش او مىشوم كه بدان مىشنود ، و چشم او كه به وسيلهى آن مىبيند . . .
كدام بنده مطيع و عامل به واجبات و مستحبّات و محبوب الهى ، بالاتر از رسول اللَّه - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - پيدا مىشود كه بيانات دو حديث دربارهى او ، تحقق پيدا كرده باشد .
در خاتمه اين بخش از دعا ، به قسمتى از خطبه منسوب به آن حضرت - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - كه به فضايل خويش ناظر است اشاره مىكنيم ، مىفرمايد :
« أَلْحَمْدُ للَّهِ عَلى آلائِهِ . . . وَ اصْطَفانِى عَلى جَمِيعِ الْعالَمِينَ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ ، أَعْطانِى مَفاتِيحَ خَزائِنِةِ كُلِّها ، وَ اسْتَرْعَنِى سِرَّهُ ، وَ أَمَرَنِى بِأَمْرِهِ فَكانَ الْقائِمَ وَ أَنَا الْخاتَمَ ، وَ لاحَوْلَ وَ لاقُوَّةَ إِلّا بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظِيمِ . » « 3 »
ستايش خدا را در برابر نعمتهايش . . . و مرا بر تمامى عالميان از اوّلين گرفته تا
هامش
( 1 ) . الجواهر السّنيّه ، ص 361 .
( 2 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 352 ، حديث 7 .
( 3 ) . بحارالانوار ، ج 16 ، ص 374 ، حديث 85 .