خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ
« 1 »
مرا از آتش و او را از گِل آفريدى .
و اقتضاى وجودى آدم - عليهالسّلام - تكويناً ، اكل است و اقتضاى وجودى بشر اين است كه تكويناً براى ذبح خلق نشده ، پس اگر : « أَمَرَ وَ لَمْ يَشَأَ وَ نَهى وَ يَشاء » فرموده ، به اين حساب است . آدم و حوّاء - عليهماالسّلام - نهى شدهاند ولى اقتضاى وجوديشان خواسته ديگرى را از حقّ دارد ، از اين رو مىفرمايد : « لَمْ يَشَأ » . شيطان را بر سجده آدم - عليهالسّلام - امر فرموده ، ولى اقتضاى وجوديش اين است كه سجده نكند : « وَ شاءَ أَنْ لا يَسْجُدَ » . سزاوار است فرمايشات استاد ذيل احاديث اين باب در كافى ملاحظه شود . « 2 »
( 1072 )
« أَللَّهُمَّ إِنِّى لاأَقْدِرُ أَنْ أَسْأَلُكَ إِلّا بِإِذْنِكَ ، وَ لاأَقْدِرُ أَنْ لاأَسْأَلُكَ بَعْدَ إِذْنِكَ خَوْفاً مِنْ إِعْراضِكَ وَ غَضَبِكَ ، فَكُنْ حَسْبِى ، يا مَنْ هُوَ الْحَسْبُ وَ الْوَكِيلُ وَ النَّصِيرُ . » « 3 »
خداوندا ! من نمىتوانم جز به اذن تو ، چيزى از تو بخواهم و بعد از اذن تو از بيم روىگرداندن و خشم تو نمىتوانم چيزى از تو بخواهم ، پس خود براى من بس باش ، اى بسنده و كارگزار و يارىگر !
ربط مسألت و اذن و لزوم تطبيق تشريع با تكوين در آن دو
به حسب ظاهر ، جملههاى فوق براى هرعالم و جاهل ( هر كدام به حساب فهمشان ) ، مشكلى در جهت معنى ندارد ، ولى چنين نيست . اگر در معنى مسألت و اذن و ربط اين دو به يكديگر دقت بشود ، روشن خواهد شد كه بيان دعا به نكته جالبى نظر دارد ؛ زيرا
هامش
( 1 ) . سورهى اعراف ، آيهى 12 .
( 2 ) . كافى ، ج 1 ، ص 150 ، باب المشيّة والارادة .
( 3 ) . اقبال الاعمال ، ص 587 .