صفات جلاليه در امور ظاهرى و معنوى مصون و محفوظ ماند ؛ زيرا فرموده شده :
« إِيّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيّاكَ نَسْتَعِينُ لِنَفْسِى وَ دِينِى . . . »
توجه به حق ؛ راهگشايى فطرات ظاهرى
نكتهى ديگر عبارت است از توجّه به اين كه توكّل و استعانت به حقّ است كه مىتواند مشكل فوق را حل نمايد : « تَوَكَّلْتُ عَلَى الْحَىِّ . . . نَسْتَعِينُ لِنَفسِى . . . »
لزوم توكل و استعانت به حق ، در همهى امور
نكتهى ديگر عبارت است از عنايت به اين كه توكّل و استعانت ، تنها در يك امر نيست ؛ بلكه در همه امور بايد باشد ، چنان كه نسبت به دوازده چيز از امور ظاهرى و معنوى ، به صورت جمعى و فردى در بخش فوق اشاره شده است .
توجه به اين كه توكل ، ستايش و عبوديت ، بايد تنها براى ذات الهى باشد
« أَلْحىِّ الَّذِى لا يَمُوتُ » ؛ توجه به اين كه توكّل را بايد به آن كه همواره زنده و برقرار است نمود و با جمله : « أَلْحَمْدُ للَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ . . . » توجّه به اين كه ستايش براى كسى بايد باشد كه خالق ، مدبّر ، عالم و رحمن و رحيم و مالك روز واپسين است نه ديگران كه در كار خويش نيز عاجزند و با جمله : « إِيّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيّاكَ نَسْتَعِينُ . . . » ، بندگان الهى را توجّه مىدهند كه پس از اين كه او سبحانه زنده بىپايان و خالق مدبّر و رحمن و رحيم و مالك روز قيامت است ، عبوديّت براى چه كسى بايد باشد .
( 1046 )
« أَللَّهُمَّ ! اجْعَلْنِى فِى جِوارِكَ الَّذِى لا يُرامُ ، وَفِى حِماكَ الَّذِى لا يُسْتَباحُ وَ لَايُذَلُّ ، وَفِى ذِمَّتِكَ الَّتِى لا تُخْفَرُ ، وَ فِى مَنْعَتِكَ الَّتِى لا تُسْتَذَلُّ وَ لا تُسْتَضامُ وَ جارُ اللَّهِ آمِنٌ مَحْفُوظٌ ، وَ لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ إِلّا بِاللَّهِ