الْعَلِىِّ الْعَظِيمِ . » « 1 »
خداوندا ! مرا در جوار خود كه كسى و چيزى نمىتواند آهنگِ آن را بكند و در تحت حمايت و قرقگاه خود كه كسى و چيزى نمىتواند آن را مباح دانسته و خوار و كوچك بشمارد و در عهد و ذمّهات كه شكسته نمىشود و زير سايهى حفظ خود كه كسى و چيزى نمىتواند آن را خوار شمرده و مورد ستم قرار دهد ، قرار ده ، كه هر كس در جوار خدا باشد ، ايمن و محفوظ است و هيچ تحوّل و تغيير و نيرو و قدرتى نيست ؛ مگر به خداوند بلندپايه و باعظمت .
قرار گرفتن در جوار الهى ؛ حل شدن همه مشكلات عالم طبع
تقاضاهاى فوق ، اگرچه هركدام به حساب فهم عالم بشرى معنى و مفهوم خاصّى دارد ، ولى همه به جمله اوّل : « فِى جِوارِكَ الَّذِى لا يُرامُ » و جمله آخر : « جارُاللَّهِ آمِنٌ مَحْفُوظٌ » بازمىگردند ؛ زيرا آن كس كه خود را در جوار الهى مشاهده نمود ، در امنيّت كامل قرار دارد و هيچ امر مطلوب و نامطلوب را از غير او سبحانه نمىبيند ، كه ناامنى براى خويش فرض نمايد ، از اين رو در آخر فرموده : « وَ لاحَوْلَ وَ لاقُوَّةَ إِلّا بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظِيمِ » و در ذيل نيز فرموده :
« يا كافِىَ مِنْ كُلِّ شَىْءٍ وَ لايَكْفى مِنْه شَىْءٍ ، يا مَنْ لَيْس مِثْلَ كِفايَتِهِ شَىْءٌ إِكْفِنِى كُلَّ شَىْءٍ حَتّى لايَضُرَّنِى مَعَكَ شَىْءٌ ، وَ اصْرِفْ عَنِّىَ الْهَمَّ وَ الْحُزْنَ ، وَ لاحَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلّا بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظِيمِ ، يا أَللَّهُ يا كَرِيمُ . » « 2 »
اى خدايى كه از هرچيز كفايت مىكنى و هيچ چيز از تو كفايت نمىكند ، اى خدايى كه هيچچيز همانند كفايت او نيست ، مرا از هرچيز كفايت فرما ، تا اين كه هيچ چيز با وجود تو به من آسيب نرساند و همّ و غم و اندوهم را بر طرف كن ، كه
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 547 .
( 2 ) . همان .