توجه به ملكوت از راه چشم و گوش
پس از بيان فوق ( كه مقدّمه براى طلب حاجت مخصوص يعنى « أَنْ تَجْعَلَ لِى نُوراً فِى سَمْعِى وَ بَصَرِى » است ) حضرت - عليهالسّلام - مىفرمايد : « نُوراً فِى سَمْعِى وَ بَصَرِى » گمان مىشود مراد ، مسألت از توجّه به امر استضائه و بهرهگيرى از راه چشم و گوش در دنيا و آخرت باشد ، به گونهاى كه مؤمن از شنوايى اصوات جهان هستى و ديد مظاهر به صاحب اصوات و مظاهر و اضائه دهنده موجودات انتقال پيدا نمايد و يا تقاضاى آن كه در دنيا و آخرت ، ديد و شنوايى دلش گشوده گردد و به ملكوت مظاهر دو جهان بينا شود و حقّ سبحانه را با همه اشياء متجلّى ببيند و سخن او سبحانه را با شنوايى باطنى بشنود .
( 1037 )
« يا مَلِكُ مِنْ مُلْكِكَ أَطْلُبُ ، وَ مِنْ خَزائِنِكَ الَّتِى لا تَنْفَدُ أَسْأَلُ ، فَأَعْطِنِى مُلْكَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ ، فَانَّهُ لا يُعْجِزُكَ وَ لا يَنْقُصُكَ شَىْءٌ ، وَ لا يُؤْثر فِيما عِنْدَكَ . » « 1 »
اى صاحب سلطنت ، از سلطنت تو درخواست مىكنم و از گنجينههايت كه پايانپذير است مىخواهم ، پس سلطنت دنيا و آخرت را به من عطا كن ، چرا كه هيچ چيز نمىتواند تو را به ناتوانى و كاستى وادار كند و هيچ كس نمىتواند آن چه را كه نزد تو است ، تنها به خود اختصاص دهد [ و تو نتوانى آن را به ديگران عطا كنى ] .
احاطه و معيّت حق بر اشياء ؛ مالكيت او
بر هيچ صاحب عقل و بصيرتى پوشيده نيست كه مالكيّت و سلطه حقّ تبارك و تعالى را
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 520 .