نيكويى خلقت ؛ تعليم نامها ، مقام خلافت و آفرينش بر فطرت توحيد
آن چه در دو جملهى فوق به نظر مىرسد اين است كه جملهى اوّل : « فَكَما حَسَّنْتَ خَلْقِى » ، به جريان تعليم نامها و مقام خلافت و آفرينش انسان بر فطرت توحيد اشاره دارد ، چنان كه خداى متعال مىفرمايد :
- وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها
« 1 »
و [ خدا معانى ] همه نامها را به آدم آموخت .
- إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً
« 2 »
من در زمين ، جانشينى خواهم گماشت .
- فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها
« 3 »
همان سرشت خدايى كه خدا مردم را بر آن سرشته است .
- لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ
« 4 »
به راستى انسان را در نيكوترين اعتدال آفريديم .
خلقت نيكو ، موجب قبول امانت الهى و قبول ميثاق ازلى
تمام اين بيانات ، به آفرينش انسان به دست خداوند متعال به نيكويى اشاره دارد :
« أَحسنت خُلْقِى » و اين معنا و اقتضا بود كه سبب شد انسان ، بار امانت را تحمل نمايد و ديگر موجودات از آن عاجز مانند ؛ كه :
إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا
« 5 »
ما امانت [ ولايت ] را برآسمانها و زمين و كوهها عرضه داشتيم و آنها از برداشتن آن سر باز زدند و از آن هراسيدند ، ولى انسان آن را حمل كرد ، زيرا كه او بسيار ستمگر و نادان بود .
هامش
( 1 ) . سورهى بقره ، آيهى 31 .
( 2 ) . سورهى بقره ، آيهى 30 .
( 3 ) . سورهى روم ، آيهى 30 .
( 4 ) . سورهى تين ، آيهى 4 .
( 5 ) . سورهى احزاب ، آيهى 72 .