( 687 )
« وَاغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتِى تَجْلِبُ الشِّقاءَ . » « 1 »
و آن دسته از گناهانم را كه موجب جلب بدبختى مىشود ، بيامرز .
مغفرت از شقاوت ؛ بازگشت به فطرت
قرار دادن پايهى زندگى ظاهرى و معنوى ، بر خلاف طريق فطرت توحيدى كه خداوند بشر را بر آن خلق فرموده ، وى را به كفر و شرك و عصيان و غفلت و ناهموارىهاى عالم طبيعت و گرفتارىهاى پس از گذشت از اين جهان مبتلا مىسازد و همه آن امور را مىتوان « شقاوت » ناميد و چنان چه آنها آمرزيده شود ، هر شخصى به طور طبيعى بدون هيچ مشكلى راه فطرت و طريقهى انبيا و اوصيا - عليهمالسّلام - را كه موافق با فطرت است اختيار و از شقاوت جدايى خواهد گرفت . بنابراين جاى آن است كه بگوييم :
« وَاغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتِى تَجْلِبُ الشِّقاءَ » .
( 688 )
« وَاغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتِى تُظْلِمُ الْهَواءَ . » « 2 »
و آن دسته از گناهانم را كه موجب تاريك شدن هوا مىگردد ، بيامرز .
لزوم طلب مغفرت از گناهان كه در سير طبيعى هستى تأثير مىگذارد
همان گونه كه باران در حيات و بقاء ظاهرى و معنوى بشر ( به بيانى كه گذشت ) اثر تمامى دارد ، نور خورشيد و ماه و ستارگان نيز براى رشد بشر و تمام مظاهرى كه او از آنها براى معنويّت خود بهره مىگيرد ، اثر دارد . ظلمتى كه بر خلاف طبيعى ( هم چون شب ) باشد ، در تمام ذرّات جهان هستى اثر مىگذارد ، اگر چه محسوس بشر نباشد ، از
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 328 .
( 2 ) . همان .