( 682 )
« وَاغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتِى تُورِثُ السَّقَمَ . » « 1 »
و آن دسته از گناهانم را كه موجب بيمارى مىشود ، ببخشاى .
مغفرت از موجبات بيمارى ؛ مقدمه سلامتى و انجام وظايف دينى
خداوند ، نعمت سلامتى را به بشر داده تا از آن ، بهرههاى بندگى خالصانه بگيرد و به كمال انسانيّت نايل گردد و در آخرت هم از مقامات عاليه و نعمتهاى بهشتى بهرهمند شود . اگر چه بيمارى ، خود حسنهاى براى بشر است ، ولى صبر بر آن براى هر كس آسان نيست تا بتواند از آن ، نتايج معنوى و اخروى را ببرد . از اين رو بهترين نعمت براى عموم بشر ، همان سلامتى اوّليّه است تا آن را در راه رسيدن به غرض غايى خلقت به كار بندد . اين جاست كه مىبينيم تقاضاى مغفرت از موجبات بيمارى شده ، تا اهل ايمان را بر اداى وظايف عبوديّت صحيح قدرت حاصل شود و تهىدست از اعمال و حسنات اخروى و معنوى به عالم باقى سفر نكنند .
( 683 )
« وَاغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتِى تَهْتِكُ الْعِصَمَ . » « 2 »
و آن دسته از گناهانم را كه پردهها را مىدرد ، بيامرز .
مغفرت از جدايى از عصمت ؛ موجب بازگشت به صراط مستقيم عبوديت
خداوند كه بشر را خلق فرموده و دعوت به خود و شناسايىاش نموده ، او را به قواى ظاهرى و باطنى مجهّز نموده است و چون از قواى ظاهر ، جز جهل و فساد برخاسته نمىشود ، قواى باطنى و عقلانى را به وى عطا فرموده تا بتواند به تعديل قواى ظاهرى
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 328 .
( 2 ) . همان .