بپردازد و از زياده روى در تمايلات و پيروى عالم جهلش بازماند و بتواند به مقاصد اخروى و معنوى راه يابد و چنان كه از قواى باطنى راهنمايى نگيرد و از حدّ اعتدال عالم بشريّت تجاوز نمايد ، از عصمت جدايى گرفته است ، طلب مغفرت از اين جدايى ، براى آن است كه پس از اين ، طريق مستقيم عبوديّت را طىّ و به مقاصد دنيوى و اخروى نايل گردد .
( 684 )
« وَاغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتِى تَرُدُّ الدُّعاءَ . » « 1 »
و آن دسته از گناهانم را كه موجب ردّ و عدم استجابت دعا مىشود ، بيامرز .
مغفرت از گناهان ؛ موجب اجابت خواستههاى تكوينى و غير تكوينى و تشريعى
خداوند بشر را خلق فرموده و او را به جهاز ظاهرى و باطنى معنوى مجهّز نموده و به اين حساب ، وى همواره خواستههايى را تكويناً و به غير تكوين و تشريعاً ( به راهنمايى فطرى يا انبيا و اولياء - عليهمالسّلام - و يا عقل ) از خداوند متعال تمنّا دارد - توجّه داشته باشد يا نداشته باشد . - اما بعضى از گناهان مانع مىشوند كه خواستههاى سهگانه ( تكوين و غير تكوين و تشريع ) در امور ظاهرى و يا معنوى و اخروى ، به مرحله اجابت قرين گردد ، از اين رو بايد گفت : « وَاغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتِى تَرُدُّ الدُّعاءَ » .
( 685 )
« وَاغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتِى تَحْبِسُ قَطْرَ السَّماءِ » « 2 »
و آن دسته از گناهانم را كه موجب بند آمدن قطرههاى باران از آسمان
مىشوند ، بيامرز .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 328 .
( 2 ) . همان .