ظهور و دوام هستى به اسامى الهى و وجه سوگند به اسم پروردگار
از نظر كتاب و سنّت و شهود ، جاى هيچ گونه شك و ترديد نيست كه تمام آن چه در عالم ظهور پيدا كرده و مىكند ، ظهور و دوام همگى به نام و يا نامهايى از حضرت حق سبحانه مىباشد ، بىآن كه اسامى او از ذاتش جدا تصوّر و تعقل شود و چنان چه در قرآن و يا دعاها به حقِّ چيزى و يا شخصيّتى نيز قسم خورده شده ، قسم به اسمى است كه آن مظهر از آن ظهور و بروز يافته و اگر گفته شود ، در بعضى از مخلوق ، غرض از قسم ، نظر به آن مظهر است ، باز به حساب تماميّت ظهورات نامها و كمالات الهى در آن مىباشد . بنابراين ، اگر در جملههاى فوق قسم به اسم خورده شده ، مطلبى بىاساس نيست . البته بايد توجّه كرد كه هر موجودى به قدر احتياجات در ظهور و كمالاتش از نامهاى الهى برخوردار است .
آگاهى معصومين - عليهمالسّلام - و تابعين واقعى آنان از نامهاى الهى
امّا اين كه آن نامها كدامند ؟ معصومينى كه سخنان فوق و شبيه به آنها از آنان - عليهمالسّلام - نقل مىشود ، خود مىدانند كه هر موجودى ، ظهورات و كمالاتش به كدام يك از نامهاى الهى تحقّق پيدا نموده ، ديگران هم اگر ديدهى دلشان با پيروى از آنان گشوده گردد ، از آن خبر خواهند داشت .
نقش نامهاى الهى در ظهور و هم در بقاى دوام موجودات
پس از اين نيز بايد توجه داشت كه وقتى ظهور هر شىء به اسامى باشد ، بقاء و دوامش هم بايد به همان اسم و يا اسامى باشد ، لذا اگر فرموده شده : « رَفَعْتَ بِهِ السَّماواتِ » و يا :
« سَطَحْتَ بِهِ الْأَرْضَ » ، گمان نشود نامهايى كه در ظهور و رفع و سطح هر يك از آن دو مدخليّت داشته ، در بقاء و دوامشان از آنها كارى ساخته نيست و به خود رهايند ؛ زيرا ما هرگز خداى داراى نامها و كنار از موجودات را نمىتوانيم قايل باشيم كه آنان را خلق