مىفهماند كه خداوند جسم نيست و ثالثاً به او توجه مىدهند كه حق تعالى از مظاهرش كنار نمىباشد و رابعاً نظر وى را متوجه اين مىنمايند كه همه چيز ، به او قائم هستند و ظهور و بروز و ادامهى هستى مىدهند ( در گذشته آيات و احاديث مربوط به احاطهى پروردگار ذكر شد و به همين دليل از تكرار آنها خوددارى مىشود ) .
( 676 )
« أَللَّهُمَّ ! . . . أَسْأَلُكَ بِنُورِ وَجْهِكَ الْكَرِيمِ الَّذِى تَجَلَّيْتَ بِهِ لِلْجَبَلِ فَجَعَلْتَهُ دَكّاً وَ خَرَّ مُوسى صَعِقاً . » « 1 »
خداوندا ! . . . از تو به نور روى [ اسماء و صفات ] كريمانهات كه به آن بر كوه تجلّى نمودى و آن را با زمين يكسان نمودى و حضرت موسى بيهوش به زمين افتاد ، درخواست مىكنم .
وجه پروردگار ؛ اسامى و صفات او و نور وجه ؛ ذات پروردگار
وجه پروردگار را مىتوان هم اسامى و صفات او سبحانه دانست و هم مظاهر او ، به اعتبار اين كه از نامها و صفات الهى منشأ گرفتهاند و پرتوى از آن دو و نشان دهندهى آنهايند . نظر به اين كه در جمله فوق به « وَجْهِكَ الْكَرِيم » تعبير شده و كريم از صفات الهى است و وجه او سبحانه به حساب مىآيد ، مىتوان گفت نظر دعا به احتمال اوّل است ؛ زيرا اين كرامت وجه و اسامى و صفاتند كه عالم هستى بدان ظهور يافتهاند و منظور از نور وجه ، ذات ربوبى مىباشد كه نامها و صفات الهى از آن منشأ گرفته و با آن عينيّت دارند و مظاهر هم قائم به آن مىباشند :
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
« 2 »
خداوند نور آسمانها و زمين است .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 325 .
( 2 ) . سورهى نور ، آيهى 35 .