و ثانياً ؛ مراد از امر در : « أَلْأَمْرِ الَّذِى فِيهِ الْفَرَجُ » كه در آن فرج براى شخص مؤمن حاصل مىشود ( زيرا فرموده شده : « أَلْأَمْرِ الَّذِى » فرموده نشده : « أُمُورِى » ) نايل شدن به غرض غايى از خلقت است ، چنان كه خداوند مىفرمايد :
- وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ
« 1 »
و جنّ و انس را نيافريدم ، جز براى آن كه مرا بپرستند .
- وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما إِلَّا بِالْحَقِّ
« 2 »
و ما آسمانها و زمين و آن چه را كه ميان آن دو است ، جز به حق نيافريديم .
- وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبِينَ
« 3 »
و آسمان و زمين و آن چه را كه ميان آن دو است ، به بازيچه نيافريديم .
- أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ
« 4 »
آيا پنداشتيد كه شما را بيهوده آفريديم و اين كه به سوى ما بازگردانيده نمىشويد ؟
بنابراين ، فرج و عافِيَتِ تقاضا شده ، همان برداشته شدن موانع است از سر راه رسيدن و يا ظهور يافتن امر و غرض غايى از خلقت . از اين رو ذيل بخش فوق آمده است : « إِفْتَحْ لِى بابَهُ ، وَ يَسِّرْلِى سَبِيلَهُ ، وَ سَهِّلْ لِى مَخْرَجَهُ » « وَافْتَحْ لِى بابَهُ » براى كسانى است كه هيچ گشايشى ندارند و : « وَ يَسِّرْ لِى سَبِيلَهُ » براى آنان كه قدمى در راه غرض غايى گذاردهاند و : « سَهِّلْ لِى مَخْرَجَهُ » براى آنان كه به غرض غايى نايل گشته و يا نايل بودهاند ( چون معصومين - عليهمالسّلام - ) با اين همه چون پاى بست عالم طبيعتاند و يا توجّه دارند آن عنايت از حق سبحانه است كه به آنان داده شده ، تقاضاى پايان يافتن آن را مىنمايند ، از اين رو در ادامه مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . سورهى ذاريات ، آيهى 56 .
( 2 ) . سورهى حجر ، آيهى 85 .
( 3 ) . سورهى انبيا ، آيهى 16 .
( 4 ) . سورهى مؤمنون ، آيهى 115 .