و ثالثاً ؛ مظاهر خارجيّه و مخلوقيّه ، همه عين نامهاى او نيستند ، بلكه پرتوى و نمونهاى و سايهاى از كمالات اويند و اگر كمالات و نامهاى حضرتش نبود ، ظهوراتى در عالم پديدار نمىشد .
در نتيجه تمام مظاهر - به اعتبار واقعى - ظهور يافتهى ذات پاك او سبحانه مىباشند ؛ چرا كه كمالات حقّ سبحانه جداى از ذاتش نمىباشد .
با توجه به اين مقدّمه و توضيح ، اگر به بيانات بخش دعاى فوق مراجعه شود ، مشكلى براى توضيح آن باقى نمىماند . علاوه ، شواهد بسيارى از آيات و ادعيه و خطبات را بر آنها ناظر خواهيم ديد ، كه قسمتى در شرح ادعيهى اين كتاب آمده و در مجلّد ديگر نيز خواهد آمد .
( 947 )
« أَللَّهُمَّ افْتَحْ لِى بابَ الْأَمْرِ الَّذِى فِيهِ الْفَرَجُ وَالْعافِيَةُ ، أَللَّهُمَّ افْتَحْ لِى بابَهُ ، وَ يَسِّرْ لِى سَبِيلَهُ ، وَ سَهِّلْ لِى مَخْرَجَهُ . » « 1 »
خداوندا ! در امرى را كه متضمّن گشايش و عافيت است براى من بگشاى ! خدايا ، درِ آن را براى من بگشاى و راه آن را هموار و بيرون آمدن از آن را نيز آسان و راحت گردان .
نيل به غرض نمايى خلقت ؛ فرج واقعى مؤمن
در اين بخش ، اوّلًا بايد توجّه نمود كه مراد از فرج و عافيت در جملههاى فوق ، فرج و عافيت شخصى است نه عمومى ، زيرا فرموده شده : « إِفْتَحْ لِى » .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 447 .