ليكن خداوند سبحان اطاعت از خود را حق خود را بر بندگان قرار داده است .
- « إِنَّ مِنْ حَقِّ مَنْ عَظُمَ جَلالُ اللَّهِ فِى نَفْسِهِ ، وَجَلَّ مَوْضِعُهُ مِنْ قَلْبِهِ ، أَنْ يَصْغُرَ عِنْدَهُ لِعِظَمِ ذلِكَ ، كُلُّ ما سِواهُ . » « 1 »
يكى از حقوق كسى كه عظمت خداوند در جانش بزرگ و در دلش جايگاه و الا يافته اين است كه به خاطر بزرگى آن ، تمام ماسوى نزد او كوچك و خرد گردد .
- « حَقُّ اللَّهِ الْأَكْبَرُ عَلَيْكَ ، أَنْ تَعْبُدَهُ وَ لا تُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً . » « 2 »
بزرگترين حقّ خدا بر تو اين است كه او را بپرستى و چيزى را شريك او قرار ندهى .
( 940 )
« أَللَّهُمَّ ارْزُقْنِى . . . وَالْعَمَلَ بِطاعَتِكَ . » « 3 »
خداوندا ! . . . عمل به طاعتت را روزىام كن .
حقيقت اطاعت الهى و تطبيق تشريع با تكوين
ابتدا بايد ديد مراد از طاعت الهى چيست تا معناى عمل به آن ظاهر شود . بشر - بلكه همه ذرّات جهان هستى - تكويناً و به غير تكوين با تمام وجود در طاعت الهى به سر مىبرند ، توجه داشته باشند يا نداشته باشند ؛ چرا كه هيچ حركت و سكونى و ظهور و به روزى را تكويناً به خود نداشته و ندارند و اگر از طريق اسباب و مسبّبات نيز حركت و سكون و امورى را دريافت مىكنند ، اين همان اطاعت غير تكوينى از خداوند است ؛ زيرا اسباب و مسبّبات نيز به او قائم و اسباب و مسبّباتاند ، نه به خود .
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبه 216 .
( 2 ) . وسائل الشيعه ، ج 11 ، ص 132 ، باب 2 .
( 3 ) . اقبال الاعمال ، ص 444 .