- « وَ جَزاكُمُ اللَّهُ . . . أَحْسَن ما يَجْزِى الْعامِلِينَ بِطاعَتِهِ . » « 1 »
و خداوند به شما پاداش دهد . . . بهترين نوع پاداشى كه عمل كنندگان به طاعتش را مىدهد .
( 941 )
« أَللَّهُمَّ . . . وَارْزُقْنِى . . . وَ تَفْوِيضَ أُمورِى كُلَّها إِلَيْكَ ، وَالْإِعْتِصامَ بِكَ ، وَالتَّوَكُّلَ عَلَيْكَ ، وَالثِّقَةَ وَالْإِسْتِعانَةَ بِكَ ، وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةُ إِلّا بِاللَّهِ ، ماشاءَ اللَّهُ كانَ ، وَ ما لَمْ يَشَأْ لَمْ يَكُنْ . » « 2 »
خدايا . . . و واگذار كردن تمامى امورم را به تو و چنگ زدن و پناهنده شدن به تو و توكّل بر تو و اعتماد و يارى جويى به تو را . . . روزىام كن . هيچ دگرگونى و نيرويى نيست ؛ مگر به خدا ، هر چه خدا خواست همان مىشود و هر چه نخواست نمىشود .
واگذارى امور به خدا ؛ عمل طبق فطرت توحيدى
واگذارى همه امور به خداوند و اعتصام و توكّل و ثقه و استعانت به خداوند ، همان عمل به طاعت الهى است كه در كلام فوق گذشت ؛ زيرا همه امور به نظر توحيدى و احاطهى او سبحانه به اشياء و ظهور يافتن همه چيز و كمالاتشان به نامها و صفات حقّ ، بىشكّ به دست با كفايت حق سبحانه بوده و مىباشد ، تنها بىتوجّهى بشر باعث شده كه آنها را به خود نسبت مىدهد . تقاضاى امور فوق براى آن است كه بشر از اين جهل و غفلت بيرون آيد و عنايت به واقع امر بنمايد و كردار ظاهرىاش را در تمام امور و حركات و سكونش ، با تكوين و غير تكوينش تطبيق دهد . براى توضيح و بيانات فوق ما نسبت به تكوين و غير تكوين قسمتِ آخر دعا كفايت مىكند : « لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةُ إِلّا بِاللَّهِ ، ماشاءَ اللَّهُ
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبه 228 .
( 2 ) . اقبال الاعمال ، ص 444 .