قدس و مسجد كوفه و اهميّت عبادت و تشرّف در آنها باشد .
هر دو احتمال قابل توجيه است .
و امّا اين كه خداوند حايل شود : « لا تَحُلْ بَيْنِى وَ بَيْنَ الْمَساجِدِ » ، اشاره به شايستگى اعمال در مساجد دارد و اين كه خداوند بايد توفيق و سعادت تشرّف به مساجد را بدهد و اگر نداد ، به حساب اين است كه بندگان خود به اختيار محروميّت از ورود در آنها را فراهم نمودهاند ، خداوند نيز بر آن - از نظر فعل - رهايشان نموده كه تقاضاى : « لا تَحُلْ بَيْنِى . . . » شده ، يعنى : مرا يارى فرما و از آن اختيار بازم دار .
سزاوار است به احاديثى كه در اهميّت انجام وظايف عبادى در مساجد و نيز عظمت چهار مسجد مذكور ، وارد شده ، رجوع شود .
( 926 )
« وَ لا تَجْعَلْنِى مِنَ الْغافِلِينَ عَنْ ذِكْرِكَ وَ شُكْرِكَ . » « 1 »
و از غافلين از ياد و سپاسگزارىات قرار مده .
ضرورت همراهى ذكر و شكر
بشر به هر چه مىنگرد ، بايد وى را به ياد حقّ سبحانه توجه دهد ؛ زيرا مظاهر عالم ، خود به خود ظهور و بروز نيافته و نمىيابند ، ظهوراتشان به نامها و صفات ، بلكه به اعتبارى ( كه نامهاى او عين ذات حضرتش مىباشند ) به ذات او سبحانه مىباشد و چنان چه از اين توجه ( به سبب عنايت تمام به عالم طبيعىشان ) غفلت حاصل شود ، ناچار از شكر عملى و گفتار او نيز غافل خواهند ماند ، از اين رو در جمله فوق ، تقاضاى عدم غفلت از ذكر و شكر با يكديگر آمده است .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 443 .